تبليغاتX
انجمن دانشگاهیان و فرهنگیان بصیرت

برنده اصلی این دوره انتخابت کی است کرزی٬ عبدالله٬ یا بشردوست؟

 انتخابات در هر زمان و در هر کشوری که صورت بگیرد یک اتفاق مهم ورویکرد تاریخی است و نقد هایی را در پی دارد.

انتخابات نمایانگر یک دموکرسی  واقعی  بر مبنایی مشارکت مردم در امر تعیین سرنوشت خویش بدست خویش است پس می توان ادعا کرد که برگزاری انتخابات ٬و جابجایی قدرت برای هر کشوری ٬ یک اعتبار و منزلت اجتماعی در عرصه جهانی برای آن کشور به ارمغان میاورد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

قابل توجهی کسانی که در دو سال اخیر  به نوعی با محدودیت ادامه تحصیل در ایران روبروشدند لطفا این مطلب را  از دست ندهید . برگرفته از سایت bbcفارسی


دولت ایران آئین نامه ای را تصویب کرده تا شرایط تحصیل اتباع افغان و عراقی ساکن ایران آسانتر شود اما جزئیات آن هنوز به درستی روش نیست.

روشن ترین بخش تصمیم دولت ایران، مشارکت وزارت آموزش و پروش این کشور برای "تاسیس مدارس ایرانی- افغان در داخل افغانستان" است.

علاوه بر این، وزارتخانه های علوم و بهداشت موظف شده اند زمینه حضور اتباع افغان و عراقی دارای اقامت مجاز در دانشگاهها را فراهم کنند.

البته تاکید شده که فراهم سازی زمینه حضور اتباع افغان و عراقی در آزمون سراسری دانشگاهها باید "همراه با دقت کامل در گزینش علمی و عمومی" صورت گیرد.

هنوز مشخص نیست این اقدام به معنی حذف محدودیت هایی است که در یک سال اخیر برای ادامه تحصیل دانشگاهی اتباع افغان و عراقی ایجاد شده است یا نه.

در نه ماه گذشته محدودیت های تحصیلی برای اتباع افغان ساکن در ایران تشدید شده است. آذر ماه سال گذشته خورشیدی وزارت کشور ایران ثبت نام و شرکت اتباع افغان و عراقی را در آزمون سراسری پذیرش دانشجو ممنوع کرد.

پیش از آن، اتباع افغان و عراق با دارا بودن شرایطی می توانستند در کنکور سراسری پذیرش دانشجو شرکت کنند اما با این تصمیم شرکت اتباع خارجی در کنکور ممنوع شد.

با این تصمیم، افغان ها و عراقی هایی هم که به صورت مجاز و قانونی در ایران اقامت داشتند از شرکت در کنکور پذیرش دانشجو در دانشگاه های دولتی ایران منع شدند.

مدتی بعد نیز محدودیت هایی برای تحصیل در دوره های فوق لیسانس به اجرا گذاشته شد. بنابر این تصمیم ادامه تحصیل اتباع خارجی افغان و عراقی در دوره کارشناسی ارشد در 22 استان این کشور ممنوع شد و در هشت استان نیز اتباع افغان و عراقی تنها با پرداخت شهریه حق ادامه تحصیل دارند.

به نظر می رسد تصمیم تازه دولت ایران، بخشی از محدودیت های یک سال اخیر برای ادامه تحصیل دانشگاهی اتباع افغان و عراقی را برطرف کند اما هنوز مشخص نیست که اقدامات چند ماه اخیر ادامه خواهد یافت یا در سال آینده این محدودیت ها لغو می شود؟

هدف: تشویق مهاجران به بازگشت

مبنای برنامه ارائه شده از سوی دولت در قالب "آئین نامه نحوه ادامه تحصیل اتباع افغان و عراقی"، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اخیرا دولت را موظف کرده بود "شرایط تسهیل زمینه های ادامه تحصیل دانش آموزان و دانشجویان تبعه افغان و عراقی مقیم ایران" را فراهم کند.

دولت اکنون برای اجرای این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، آئین نامه ای تهیه کرده و تصمیم دارد تا شرایط تحصیل مهاجران افغان و عراقی را تغییر دهد.

بنابر تصمیم دولت، برای برنامه ریزی امور آموزشی دانش آموزان و دانشجویان افغانی و عراقی در سطح دبستان، دبیرستان و دانشگاهها، کمیته ای تشکیل می شود که در آن نمایندگانی از شورای عالی امنیت ملی، وزارتخانه های کشور، امور خارجه، علوم، بهداشت، آموزش و پروش، دانشگاه آزاد، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و جامعه المصطفی العالمیه و معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری حضور دارند.

وزارت آموزش و پروش موظف شده تا با همکاری این کمیته، نسبت به صدور مجوز به مدارس غیر انتفاعی اتباع افغان و عراقی اقدام کند به گونه ای که بتواند ضمن نظارت بر آنها، مراقبت کند تا این مدارس مطابق نظام آموزشی کشور فعالیت کنند.

علاوه بر این، وزارت آموزش و پرورش موظف شده تا دوره های آموزشی کوتاه مدت برای کودکان واجب التعلیم افغان و عراقی که به صورت غیر مجاز در ایران حضور دارند، تشکیل دهد.

با آنکه مشخص نیست وزارت آموزش و پرورش ایران چه برنامه ای برای کودکان مهاجر مقیم ایران دارد اما طرح آن به عقیده برخی می تواند بخشی از محدودیت های سالهای اخیر را برطرف کند.

در سالهای اخیر محدودیت هایی در باره تحصیل اتباع خارجی و فرزندان آنها در مدارس وضع شده است و اتباع خارجی از جمله افغان ها و عراقی ها نمی توانند در مدارس تحصیل کنند.

البته دولت ایران در مواردی نیز شرایطی را برای ادامه تحصیل فرزندان اتباع افغانی در نظر گرفته بود که بر اساس آن خانواده های افغان با پرداخت مبالغی مجاز به استفاده امکانات مدارس ایران بودند.

گزارش ها نشان می دهد که این محدودیت مشکلاتی را برای خانواده های مهاجران افغان فراهم کرده است و اغلب افغان های مقیم ایران قادر به تامین مبالغ تعیین شده نیستند.

دولت ایران در طول سالهای اخیر محدودیت هایی را بر اقامت و کار مهاجران افغان نیز وضع کرده تا در چارچوب آنچه طرح بازگشت "داوطلبانه" خوانده شده، آنها را مجبور به بازگشت به کشورشان کند.

اما گزارش ها نشان می دهد که این برنامه ها موفقیت آمیز نبوده است و تعداد زیادی از کسانی که طبق برنامه دولت به افغانستان فرستاده شده بودند، دوباره بازگشته اند.

همین مسئله باعث شده تا دولت ایران برنامه های تازه ای را به اجرا بگذارد بلکه بتواند با این کار مهاجران را به بازگشت تشویق کند.

"تاسیس مدارس ایرانی - افغان در داخل افغانستان" بخشی از این برنامه تازه است که به عقیده دولت ایران "به منظور کاهش مهاجرت و تشویق مهاجران به بازگشت" با مشارکت وزارت آموزش و پرورش اجرا می شود.


نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

ریچارد هولبروک، فرستاده ویژه اوباما برای افغانستان و پاکستان، در کابل گفته است آمریکا تمام تلاشش را برای برگزاری انتخابات پر شور در افغانستان به کار می بندد. آقای هولبروک برای بررسی آمادگی افغانستان برای انتخابات ریاست جمهوری این کشور به کابل رفته است. این انتخابات تا کمتر از یک ماه دیگر برگزار خواهد شد. خبرنگار ما هارون نجفی زاده از کابل گزارش می دهد.

 

ریچارد هولبروک فرستاده ویژه اوباما برای افغانستان و پاکستان، وارد کابل شده و از کمیسیون انتخابات این کشور دیدار کرد. آقای هلبروک در این دیدار گفت آمریکا تمام تلاشش را برای برگزاری انتخابات پر شور در افغانستان بکار می بندد.

شخصیت های سیاسی، رسانه ها، نامزدان انتخابات و اکثر مردم افغانستان می خواهند موضع آمریکا را در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بدانند.

آقای هولبروک در این مورد به صراحت می گوید که کشورش از هیچ کاندیدای پشتیبانی نمی کند.

به گفته آقای هولبروک آنچه برای کشور او مهم است این است که انتخابات در سراسر افغانستان برگزار شود و اکثر مردم بتوانند در آن شرکت کنند.

ریچارد هولبروک در جریان سفرش در کابل با شماری از مقام های افغان از جمله حامد کرزی رئیس جمهوری و نامزدان انتخابات آینده نیز دیدار و گفتگو کرد، او پس از این دیدار ها به رسانه ها گفت محور گفتگوهایش با مقام های افغان نیز تاکید بر تامین زمینه مشارکت گسترده افغانها در انتخابات بوده است.

اوضاع بی ثبات افغانستان و طرح بحث هایی مبنی بر احتمال تقلب در انتخابات به نگرانی ها در مورد سلامت دومین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان دامن زده است. آقای هولبروک گفت او نیز می پذیرد که انتخابات افغانستان ممکن است بی نقض و عیب نباشد.

دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم برای افغانها و هم برای کشورهای که در مسایل این کشور درگیر اند، حیاتی شمرده می شود. به ویژه برای آمریکای که حدود 20 هزار نیروی اضافی را برای تامین امنیت انتخابات به این کشور گسیل کرده و بخش اعظم هزینه برگزاری انتخابات را نیز پرداخته است.

یک ماه قبل و در نخستین روزهایی که مبارزات انتخاباتی آغاز شده بود، سفیر آمریکا با شماری از نامزد های انتخابات از جمله اشرف غنی احمدزی، عبدالله عبدالله و میرویس یاسینی دیدار و گفتگو کرد.

آقای کرزی در واکنش به این دیدار ها آنرا مداخله در امورد داخلی افغانستان عنوان کرد و تاکید کرد که کشورهای خارجی حق ندارند در امورد داخلی افغانستان دخالت کنند، اما وزارت خارجه آمریکا در واکنش به سخنان اعلام کرد که آمریکا از نامزد خاصی در انتخابات افغانستان حمایت نمی کند.

(برگرفته از سایت بی بی سی)

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

بنیاد گرایی یا تعطیلی عقل!!! پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 11:55
تظاهرات مخالفان و موافقان قانون شیعیان در کابل

صدها نفر از مخالفان و موافقان قانون احوال شخصیه اهل تشیع، در کابل، پایتخت افغانستان دست به راه پیمایی گسترده ای زدند.

این تظاهرات در برابر ساختمان مدرسه خاتم النبیین، مدرسه ای که از سوی آیت الله آصف محسنی، از روحانیون شیعه ساخته شده، راه اندازی شد.

آقای محسنی از طرفداران و تهیه کنندگان پیش نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع است که اخیرا به تلاشها برای بازنگری برخی مواد این قانون، اعتراض کرد.

قانون احوال شخصیه اهل تشیع که به امضای حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان رسیده، ظرف هفته های اخیر از مسایل جنجال برانگیز بوده است.

مدافعان حقوق بشر و نهادهای بین المللی می گویند برخی از مواد این قانون، آزادی های زنان را نقض کرده است.

این نهادها خواستار بازنگری و تعدیل این مواد هستند و اخیرا حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در جواب به این نگرانی ها، به وزارت عدلیه (دادگستری) دستور داد تا این قانون را بازنگری کند.

تنش

تظاهرات امروز (چهارشنبه، 26 حمل/فروردین) تازه ترین واکنش به قانون احوال شخصیه اهل تشیع و در نوع خود، بی سابقه بود.

هم مخالفان و هم موافقان این قانون، همزمان در یک محل جمع شدند تا اعتراض و حمایت خود را نسبت به این قانون ابراز کنند.

تعداد زیادی از کسانی که در حمایت از قانون جمع شده بودند، از دانشجویان مدرسه خاتم النبیین بودند که راه پیمایی خود را نیز از درون ساختمان این مدرسه آغاز کردند.

حضور نیروهای امنیتی برای جلوگیری از خشونت های احتمالی در جریان تظاهرات، سنگین بود و دهها مامور پلیس که عمدتا زنان بودند، محل تظاهرات را احاطه کرده بودند.

به دنبال شدت گرفتن شعارها و افزایش تعداد تظاهرکنندگان، نشانه های اولیه از بروز خشونت مشاهده می شد.

دهها نفر از تظاهرکنندگان طرفدار این قانون، تلاش کردند حلقه امنیتی نیروهای پلیس را شکسته و به سوی زنانی که علیه این قانون شعار می دادند، پیشرویی کنند.

اما پیش از آنکه تنش ها بیشتر شود، مخالفان قانون راه خود را بسوی ساختمان پارلمان افغانستان باز کردند.

بازنگری

خواست اصلی این تظاهرکنندگان بازنگری و تعدیل مواد قانون احوال شخصیه اهل تشیع است که به گفته آنان، آزادی ها و حقوق زنان افغان را نقض می کند.

این افراد با همین شعار، در برابر ساختمان پارلمان افغانستان تجمع کردند و از نمایندگان پارلمان خواستند در این زمینه با آنان همصدا شوند.

این تظاهرات بدنبال آن راه اندازی می شود که آصف محسنی، از روحانیون برجسته شیعه و یکی از تهیه کنندگان پیش نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع، با هر گونه بازنگری در این قانون مخالفت کرد.

آقای محسنی واکنش کشورهای غربی در این مورد را "مداخله" در امور افغانستان خواند و گفت که هیچ نهادی حق آوردن تغییر در این قانون را ندارد.

سرور دانش، وزیر عدلیه افغانستان نیز روز گذشته اگرچه از تصمیم به بررسی مواد جنجال برانگیز این قانون خبر داد، اما گفت که انتقادات در مورد این قانون بی اساس است و از آن "استفاده های سیاسی شده است."

این مسایل، فعالین حقوق بشر و مخالفان قانون احوال شخصیه اهل تشیع را نگران کرد که مبادا وزارت عدلیه افغانستان از بازنگری این قانون صرف نظر کند.

حمله به یک مکتب خصوصی

در همین حال، ساختمان یک مکتب خصوصی در غرب شهر کابل، از سوی افرادی که خود را طرفداران قانون احوال شخصیه شیعیان می خوانند، مورد حمله قرار گرفته است.

مسئولان این مکتب می گویند، حدود پنجاه تا شصت نفر به این مکتب حمله کرده و با پرتاب سنگ و چوب، شیشه های آن را شکستند.

یکی از مسئولان این مکتب، طرفداران آیت الله آصف محسنی را به راه اندازی این حمله متهم کرد. او گفت که آقای محسنی از طریق تلویزیون خود به مردم پیام داده است که از سازماندهی تظاهرات از این مکتب جلوگیری کنند.

اما آقای محسنی در تماس با بی بی سی این اتهام را به شدت رد کرد.

او گفت زمانی که از حمله به این مکتب در غرب کابل اطلاع یافت، از طریق تلویزیون از همه مردم خواست تا از ادامه این برخوردها جلوگیری کنند.

مسئولان این مکتب می گویند، وضعیت در این محل تا حوالی ظهر "آشفته" بود و افراد مهاجم زمانی که نیروهای پلیس به منطقه رسید، محل را ترک کردند.

وزارت داخله (کشور) افغانستان می گوید چهار نفر از کسانی که به ساختمان این مکتب حمله کرده بودند، از سوی نیروهای پلیس بازداشت شده اند.

برگرفته از سایت بی بی سی.

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

کرزی به دنبال تغییر سیاست!!! یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 20:5

حامد کرزی در حالی بدنبال تغییر سیاست است که حامیان اصلی ایشان یعنی امریکا وی را به بی کفایتی وکم کاری محکوم کرده شاید بدنبال جایگزین مهره ها باشند .حامد کرزی که با حمایت کامل امریکا ودیگر کشورهای غربی در جلسه بن به قدرت رسید وبعد  از آن در انتخابات مردمی تا هنوز به صندلی قدرت تکیه زده است ولی ایشان بعد از هفت سال نوکری غرب تازه بدنبال این است که به قول خودش دیگر نوکر نباشد

رویکرد جدید کرزی بیان گر آنست که ایشان میداند که یک مهره سوخته است بناچار قدرت را به فردی دیگری تحویل بدهد ولی متاسفانه مثل اینکه صندلی قدرت برای آقای کرزی هم مثل آقای برهان الدین خیلی دلچسب بوده است که ایشان حاضر نیست براحتی این صندلی را به فردی دیگری تحویل بدهد.لذا در این گیر دار قدرت٬ ایشان بدنبال یاران تازه است که بتواند چند سال دیگر هم در این قدرت ماندگار باشد ویا اگر از مقام ریاست جمهوری کنار برود جای دیگری هم داشته باشد .

شاید همگی بیاد داشته باشید که همین آقای کرزی در زمانهای نه چندان دور دست به دست بوش در باغ شخصی ایشان راه میرفتند درشکه سوار می شدند تیر اندازی میکردند خلاصه اینکه بهترین تفریح هارا در کنار بوش انجام میدادند. ولی امروز با تغییر رویکرد تازه به این همه حمایتها پشت کرده بدنبال کارگردان یا طراح دیگری می باشد شاید اینرا هم همه بداند که کرزی یک فرد یا چهره کاملا نا آشنا در افغانستان بود این غرب بود که ایشان را در این جایگاهی فعلی اش رساند واقعا از حق نگذریم به این میگن نمک خوردن و نمکدان را شکستن.

کرزی در حالی بدنبال تغییر عقیده است که  ناچار است قدرت را در اواسط سال آینده به فردی دیگری تحویل بدهد تحلیل این موضوع خیلی ساده است اینکه کرزی در فرصت که داشت نتوانست از حمایت غرب در راستای بازسازی اقتصادی فرهنگی مبارزه با تروریسم مبارزه با فساد اداری افغانستان و....   به صورت خوب بهره برداری کند بلکه دراین مدت سعی کرد خودرا در میان قوم پشتونش که وی را به عنوان دست نشانده یا نوکر خارجی میشناختند موقعیت متذلزل خویش را ثابت کند در غیر آن در راستای ملی کار خاصی انجام نداده بلکه سعی داشتند بهر صورت ممکن اقلیتهای مذهبی زبانی غیر از پشتون را سرکوب کند .

در این حالت از آنجایکه امریکا هم بعد از فروپاشی طالبان حامد کرزی فرد ناشناخته ای را در راس سیاست افغانستان قرار داد مسلما پاسخگوی عواقب این انتخاب هم در راستای بین المللی وهم در داخل امریکا افغانستان بودند که فرد مورد نظر امریکا تا چه انداره می تواند اهداف وسیاستهای غرب را در افغانستان به واقعیتها تبدیل کند .البته این توقع ملت افغانستان از امریکا هم همین بود .که فرد منتخب غرب تا چه حد می تواند موفق عمل کند .با این وجود کرزی نه تنها توانست به انتخاب غرب در این فرصت که در اختیار داشتند پاسخ مثبت بدهد بلکه در اواخر ایشان غرب را به کم کاری وبی توجهی متهم میکند و در این باره تهدید هم میکند.

 

کرزی در مدت هفت سال عمر سیاسی خویش این فرصت را داشت که سیاستهای غرب در قبال افغانستان را آنالیز کند در صورت نا کارآمد آن موضوع را به امریکا گوشزد کند ایشان نه در این فرصت این کار را نکرد بلکه همگام با سیاستهای امریکا خوشگذرانی کرد ایشان باید آن زمانی که هر هفته با بوش از طریق ویدیو کنفراس در ارتباط بود این چالشهارا مطرح میکرد .چرا الان کرزی به فکر این افتاده امریکا در افغانستان سیاستهایش را باید تغییر دهد. ولی فعلا کرزی که به پایان عمری سیاسی خویش نزدیک می شود سیاستهای امریکا را هدف قرار داده آنرا در قبال افغانستان نا کارآمد توصیف میکند٬ که به نظر من خود یک جنبه ی تبلیغاتی بیش ندارد از این رو کرزی در این زمان کمی که در اختیار دارد بیشتر به فکر این است که چطور بتواند ازهر موضوع که مستیقیما ارتباط با احساسات مردم ومنطقه دارد بتواند آنرا به نوعی موردارزیابی قرار داده تا در نهایت از آن در پروزه تبلیغاتی انتخاباتی استفاده کند.

همانطور که غرب وناتو هم اعتقاد داشتند که کرزی وتیم کاریش متاسفانه دولت ضعیف را به نمایش گذاشتند بلکه این نظر و عقیده اکثر مردم وکارشناسان سیاسی است که :کرزی در این فرصتی که در اختیار داشت نه تنها در جهت منافع ملی حرکت کند٬ بلکه صرف بدنبال منافع یک اقلیت بود لذا در این راستا بارها دیده شد که کرزی از کشتار ووحشی گیری طالبان حمایت میکرد٬ همیشه بدنبال این بود که بتواند طالبان را که حتی به کودکان مدرسه ای هم رحم نمیکردند ٬  پای میز مذاکره بنشاند و سعی در این داشت که اتهام تروریست بودن را از دوش طالبان برهاند.

البته کرزی این کارش را همیشه در راستای منافع کشور توجه میکردند در صورت که طالبان فقط به کشتار وحشی گیری فکر میکردند نه منافع کشور.

مهمترین انتقادی که حامد کرزی از حمایت گران غربی به خصوص امریکا دارد ٬حملات نیروهای امریکای به مناطق مسکونی و کشتار مردمان بی گناه هستند واز طرف دیگر چرا حامد کرزی از کشتار وحشیانه طالبان که بمب های انتحاری خویش را اغلب به مناطق شلوغ وپر ازدهام شهر را هدف قرار میدهد مورد انتقاد قرار نمی دهد واز طرف دیگر بارها دیده شده است که طالبان سعی در این دارند که در حملات انتحاری از انسانهای ساده دل ٬زنان٬ کودکان و ناشنوایان استفاده کرده آنهارا با بستن کمربند حامل بمب های انتحاری مسلح کرده به مناطق مورد نظر خویش روانه میکند یعنی اینکه درست اگر در اوایل طالبان یک عده را با تبلیغات وفریب های دینی در مقابل دولت مردان غربی وداخلی عازم خودکشی میکردند ولی امروز بدنبال فریب یک عده انسانهای هستند که یا ناشنوا هستند یا مشکلات دیگری دارد یا اینکه از کودکان که راحت به دام انسانهای فرصت طلب می افتند استفاده می کنند آیا واقعا این همه سوء استفاده ومجبور کردن به خودکشی جرم نیست که کرزی فقط نیروهای امریکا را بخاطر حملات بر موازین طالبان مورد انتقاد قرار میدهد. از طرف دیگر اکثر حملات نیروهای امریکا به مناطق جنوب ومرز پاکستان صورت میگیرد یعنی مناطقی که طالبان در آنجا حضور دارد سوال که در این جا از کرزی منتقد امریکا مطرح می شود اینست که حملات یا بمبارنهای امریکا در مناطق مثل بامیان مزار پنجشیر بدخشان دایکندی صورت نمی گیرد اگر همانطوری که شما امریکا را به مردم بی گناه کشتن مورد انتقاد قرار دادید و آنها هم بدنبال کشتار مردم بی گناه می بودند چرا این مناطق که در بالا ذکر شد ٬مورد حمله امریکا قرار نمی گیرد؟

بنا بر این می توان نتیجه گرفت که ادعای کرزی مبنی بر اینکه امریکا چرا به مردمان بی دفاع حمله می کند کاملا بی اساس بوده بلکه کرزی میخواهد از حملات امریکا در برابر موازین طالبان که اکثرا در عمق مناطق مردم پایه گذاری شده یک استفاده سیاسی کند وخودرا از گناهانی که غرب به آن اشاره کرده است تبرئه کند کرزی در موضع تازه اش امریکا را تهدید کرده است که اگر به عقاید وخواسته وی توجه نکنند ممکن است بدنبال یار تازه ای باشد که در این راستا هم کرزی در اواخر فعالیتهای را انجام داده است ازجمله تغییر موضوع محسوس ایران نسبت به گفته های اخیر کرزی در مقابل غرب که آقای خلیلی معاون دوم کرزی در ایران حامل پیام تغییر سیاست کرزی به ایران بوده است می توان نتیجه گرفت که کرزی اینبار شانس خودرا در منطقه جستجو می کند شاید بتواند بطور موقت کشورهای مثل ایران وروسیه را که سخت به دنبال تضعیف اهداف امریکا در منتطقه هستند در کنار خود داشته البته در اواخر شنیده می شود که کرزی با احزاب سیاسی که در جنگهای افغانستان از زمان شوروی تا هنوز فعالیپت داشته ودر اوائل دولت کرزی همین احزاب به جنایت کاران جنگی هم محکوم بوده وکرزی خودرا موظف می دانست که تمام جنایتکاران جنگی را به پای میز محاکمه بینشاند ولی امروز آنها را محاکمه نکرده که بماند ولی دوباره دست دوستی به طرف همانها دراز کرده از طرف اکثر احزاب سیاسی که کرزی با آنها طرح دوستی دارد آنها از حمایت کشورهای مثل ایران پاکستان برخوردار هستند.

در پی این همه تغییر رویکرد کرزی می توان نتیجه گرفت که کرزی میخواهد با خودخواهی وحماقت های خویش افغانستان را دوباره جولانگاه غرب و شرق درست کرده که این کار نه تنها به نفع افغانستان می باشد بلکه افغانستان را به چالش جدی روبرو می کند.

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

باراک اوباما مرد آرزوها. چهارشنبه دوم بهمن 1387 20:3

اوباما با جهره سیه جرده خویش از افریقا آمد رئیس جمهور شد ولی در کشور های که دم از حقوق بشر انسانیت آزادی دین وغیره میزند  کسانی که در این گونه کشورها به دنیا آمده .۲۰ الی ۲۵ سال عمری خویش درآنجا سپری کرده هنوز یک مهاجر است مهاجر که نه حق کار دارد نه حق تحصیل. ودر دور اطراف همین کشورها یعنی کشورهای مشابه  اقلیت های هستند که از زمان به وجود آمدن آن کشور ها ویا هم قبل از آن در آنجا ساکن بوده ولی هنوز به عنوان یک اقلیت مورد تهدید وتحریم قرار میگیرد .

اوباما بعد از کذشت یک انتخابات سنگین و فشرده توانست بر حریفان سرسخت ونامدار خویش افراد چون مکین نماینده حزب جمهوری خواهان وهیلاری کلینتون هم حزبی خودش فایق آمده به  عنوان 44 امین رئیس جمهور امریکا انتخاب شود. مهمترین شاخصه های  این انتخابات شعار بود که اوباما آنرا به عنوان شعار تبلیغاتی خویش انتخاب کرده بود chang (تغییر) شاخصه دیگری این انتخابات سیاه پوست بودن اوباما بود . اوباما یک فرد کینایی الاصل از نژاد سیاه است این اولین رئیس جمهور نژاد سیاه پوستان است. سیا پوستان که سالهای نه چندان دور با مشکلات بزرگ مثل نژاد گرایی با فشارهای زیاد از طرف سفید پوستان مجبور بودند در امریکا زندگی کنند ولی امروز اوباما جدای از سیاه بودن وخارجی بودن توانست به ریاست جمهوری بزرگترین کشور جهان برسد.

امریکا با توجه به موقعیت جغرافیایی وتوان علمی سیاسی اقتصادی که دارد بدون شک بزرگترین وتاثر گذار ترین کشور جهان است .ازینرو با توجه به بحرانهای مالی اخیر در امریکا که سایه ای سنگین روی اقتصاد دیگر کشورها هم گذاشته بود بدون شک انتخابات ریاست جمهوری این کشور هم تاثر به سزایی روی دیگر کشور ها دارد.

مهمترین عوامل که در انتخاب اوباما تاثر گذار بود وموقعیت ایشان را  بیشتر ازهمه محکم تر کرده ودر نهایت استقبال بی سابقه مردم در زمان تحلیف قدرت از ایشان بود. بحرانهای اخیر اقتصادی امریکا جنگهای طولانی وخسته کننده خاورمیانه تشدید تروریسم در عراق افغانستان وسیاستهای تهدید وتحریم امریکا در مقابل ایران واز طرف دیگر دخالت ایران در کشورهای تحت حمایت امریکا  بخاطر خدشه دار کردن اهداف امریکا   همه وهمه دست به دست هم داده تا این انتخابات برگزار شود وبیشتر از هر زمانی مورد استقبال مردم امریکا و دیگر نقاط جهان قرار بگیرد.

از آنجایی که اوباما شعار تبلیغاتی خویش را chang )تغیر گذاشته بود بنابراین هرکشوری با توجه به اهداف وسیاستهای خویش از این شعار تبلیغاتی انتظارهایی دارند .با توجه به اینکه امریکا ودولت بوش بزرگترین تغییرات سیاسی وتاریخی  را در افغانستان به نمایش گذاشتند وموجب نابودی گروهک تروریستی طالبان وبرگزاری انتخابات آزاد مردمی شده وبعدا  سیاستهای بوش در افغانستان دچار تغییرات مشروط گردیده که این عوامل باعث به قدرت رسیدن مجدد طالبان وتداوم جنگها ونا امنی داخلی گردید بنا بر این مردم افغانستان توقع دارد که امریکا بدون کدام پیش شرط به تعهدات اول خود عمل کند . مسلما خواسته های کشورهای مثل عرب وغیره هم این است .ولی در باره ایران باید عرض کنم خواسته های مردم ایران با دولت ایران متفاوت است یعنی دولت ایران میخواهد که امریکا ایران را به عنوان یک قدرت در منطقه قبول کند در صورتی که مردم ایران بدنبال برقرار کردن روابط میان امریکا وایران است بدون اینکه توجه ای به نوع وچگونگی روابط داشته باشد .

  

دیروز زمان تحلیف یا سوگند اوباما بود. مهم بودن این تحلیف یا سوگند یاد کردن اوباما را می توانست از پنجره های صدها تلویزیون وحضور هزاران خبرنگار از سر تاسر جهان وحضور میلیونی مردم امریکا می توانست درک کرد که چقدر این انتخابات مهم بوده است البته از آنجایی که رئیس جمهوری قبلی امریکا بوش یکسری سیاستها و برنامه های نیمه تمام شده را در کشورهای مثل عراق افغانستان  ایران ودیگر کشورهای خاورمیانه به اجرا گذاشته بود ودر اکثر این برنامه ها به موفقیت کامل نرسیده بود لذا از این لحاظ هم این انتخابات مهم مهمتر به نظر میرسید کشورهای که  کم بیش درگیر سیاستهای بوش شده بود تمایل شدید به این انتخابات داشته تا ببیند که رئیس جمهوری بعدی امریکا چه کسی بوده وسیاست ان در قبال دیگر کشور و بخصوص در قبال برنامه های  نا تمام بوش چه می باشد.

مراسم تحلیف قدرت دیروز مستیقما از طریق تلویزیونها به سراسر جهان  پخش شده ونظرات مردم امریکا وکسان دیگری که به نوعی در زمان تحلیف با تلویزیونها بخصوص شبکه های فارسی زبان در ارتباط بودند به نوعی منعکس شدند. دیروز اگر شما هم این مراسم باشکوه وتاریخی را دنبال می کردید مسلما اهمیت آنرا درک کرده در کنار آن متوجه علاقه شدید مردم امریکا که بدون در نظر گرفتن رنک نژاد وملیت حضور یافته بود احساس می کردید . به قول ناظران وخبر نگاران این مراسم  وحضور میلیونی مردم امریکا  به نوعی خودش بی سابقه وکم نظیر بودند .

نظرات هزاران مردم که از سراسر دنیا به خصوص کشورهای هم چون عراق افغانستان ایران وکشورهای خاورمیانه از طریق تلویزیونها منعکس شد  و حضور میلیونی مردم امریکا می توان نتیجه گرفت که اوباما به یک مرد رویایی وآرزوها تبدیل شده است. لذا امید بر این است که اوباما بتواند به این همه امیدواری و آرزوهای مردم امریکا ودیگر نقاط جهان را به یاس نا امیدی تبدیل نکرده وبه گفته ها وشعار های خویش عمل کند آنچه که به نظر من خیلی مهم است البته نظرات هم وطنان خودرا که از طریق رسانه های مختلف تماشا کردم به جرات می توان ادعا کرد کشور ما افغانستان با توجه به سیاستهای نا تمام و در خیلی موارد نا کارمد بوش را تجربه کرده است لذا مردم ما بیشتر از همه منتظر به اجرا در آمدن گفته های اوباما در افغانستان است که ایشان چقدر می تواند به آنها جامه ی عمل بپوشاند و بتواند چالشها و سیاستهای مشروط امریکا را تغییر داده تا ما هم متوجه تغییرات اساسی امریکا باشیم.

نکات مهمتری که در این انتخابات وبه قدرت رسیدن اوباما دیده شد این بود که بعد از موفقیت اوباما در انتخابات ایشان برای اولین بار وبعد از گذشت 30 سال انقلاب ایران پیام تبریک از رئیس جمهور تندروی ایران آقای احمدی نژاد دریافت کرده بود. البته با توجه به شعار انتخاباتی اوباما مقامات ایران هم بدنبال این بود که سیاستهای امریکا در قبال ایران تا چه اندازه تغییر میکند البته به نفع ایران. ولی بعد ازین که اوباما توجه چندانی به پیام تبریک احمدی نژاد نکرد . دیروز مراسم تحلیف وبه قدرت رسیدن اوباما خیلی  کم اهمیت در رسانه های داخلی ایران منعکس شده البته در این روزها رسانه های ایرانی آنچنان سرگرم جنگ اسرائیل وحماس در غزه است که کمتر وقت به پرداختن چنین موضوعات مهم وتاریخی دیگر نقاط جهان دارد. بعد از پخش خبر مراسم سوکند اوباما در حد یک حرف خیلی معمولی ایرانی ها  به دنبال کمرنگ جلوه دادن این مراسم وانتخابات شدند آنها در برنامه میز گیرد یا گفتگوی ویژه خبری کارشناسان را  در این باره دعوت کردند و بدنبال این بودند که  به مردم چنین القا کنند که رئیس جمهور جدید امریکا هیج فرقی با دیگر روسای جمهور گذشته امریکا ندارد جدای از اینکه هزاران  نفر از ایران با ارتباط مستقیم وغیره تماشاگر این مراسم بودند ونظرات خویش را در رسانه های مختلف  دادند.

   

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

آقای خلیلی درمسافرت که به ایران داشت نه تنها راههای ادامه تحصیل را برای مهاجرین فراهم کرد بلکه سند بی مدرک شدن و اخراج اجباری افغانها را از ایران امضاء کرد.

کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور کرزی در راس هیئت بلند پایه وارد ایران شد ولی هر چند که ایران را برای تداوم همکاری در زمینه بازسازی افغانستان ترغیب کردند متاسفانه در باره مهاجرین اشتباه بزرگ را مرتکب شدند.

قبل از آمدن آقای خلیلی مهاجرین که منتظر آمدن ایشان به ایران بودند خوشحال بودند تا ایشان بتواند در باره ادامه تحصیل افغانها درایران کاری را انجام بدهد که همین طور هم شد ایران با موافقت برای ادامه تحصیل افغانها در مقاطع دانشگاهی توانستند سند را به امضاء آقای خلیلی برساند که محتوای این سند از این قرار است.

ایران در اواخر سال 1386 با برگزاری طرح آمایش 3 که هدف آن سر سامان دادن اشتغال مهاجرین اعلام شده بود از هر نفر بالای 18 سال و زیر 60 سال به مبلغ 70000 هزار تومان برای صدور مجوز کارت در کنار مصارف صدور کارت شناسایی اخذ کرده بود . که به این افراد که این مبلغ مورد نظر را پرداخت کرده باشد می تواند مشغول کار شود البته با توجه به شغل فردی ایشان ،ولی بعد از مدتی جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که صدور کارت کار برای افغانها انجام نمی شود دلیل آنرا هم اینطور گفتن که طبق موافقت ایران وسفارت افغانستان در تهران قرار بود که به افغانهایی که در ایران درای کارت شناسایی معتبر هستند سفارت در عوض کارت پاسپورت افغانی صادر کرده وبعد از آن کارت کار از طرف دولت ایران برای کارگران افغانی صادر شود.سفارت افغانستان در تهران با توجه به اینکه اتباع که دارای پاسپورت باشد دیگر مهاجر حساب نمی شود واز طرف دیگر از حمایت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان خارج می شود و در این باره سازمان ملل هم گفته بود که افغانهای که دارای کارت شناسای هستند زیر نظر این سازمان می باشد واگر برای آنها پاسپورت صادر شود دیگر مهاجر محسوب نمی شود.بنا به همین دلیل ومخالفت سازمان ملل سفارت از صدور پاسپورت خودداری کرده ودولت ایران هم از صدور کارت کار خود داری کردند.

عواقب که بعد از صدور پاسپورت برای افغانها اتفاق می افتد ازاین قرار است:

کنترل مهاجرین مستیقیما به دولت ایران ارتباط دارد وسازمان ملل در امور پناهندگان هیج نقشی نداشته وهرگونه خدماتی درمانی وغیره که از این سازمان به مهاجرین ارائه می شد دیگر وجود ندارد ودولت ایران هم تا هر زمانیکه بخواهد پاسپورت افغانها را تمدید کرده وهر زمانیکه نخواهد تمدید نمی کند. ازین رو مهاجرین به مشکل جدی روبرو خواهد شد و از طرف دیگر با توجه به قانون جمهوری اسلامی ایران برای کسانی که درای پاسپورت هستند واگر تمدید نشود برای هر روز که از زمان پاسپورت بگذرد مبلغ 30 هزار تومان جریمه در نظر گرفته می شود .واز طرفی با توجه به تعداد زیاد مراجعه کننده برای تمدید زمان پاسپورت مسلما هیج وقت پاسپورت ها به زمان اصلی تمدید نشده لذا افغانها اجبارا برای هر روز گذشت از زمان پاس شان باید مبلغ جریمه در نظر گرفته شده را پرداخت کند.

دوم اینکه همانطور در بالا گفته شد دولت ایران بخواهد پاسپورت افغانهارا تمدید می کند اگر تمدید نکند افغانها اجبارا باید ایران ترک کند در غیر آن بی مدرک محسوب شده برخورد ایرانی ها با بی مدرکها را که همیشه دیدید دیگر نیاز به تحلیل ندارد .

هدف ایران از این کار بیشتر به تدریج بی مدرک کردن افغانها و دوم اینکه بتواند مهاجرین را از حمایت سازمان ملل در آورده خود ایران تصمیم گیرنده اول و آخر باشد سازمان ملل هیچ نقشی در امورات پناهندگان نداشته باشد .با توجه به اینکه در خیلی از موارد که ایران با مهاجرین برخوردهای جدی وناشایست داشتند سازمان ملل با توجه به مسئولیت که در قبال مهاجرین داشتند مانع برخوردهای دولت مردان ایرانی در قبال تصمیمهای آنها شدند بنا به همین دلایل ایران تلاش دارد که افغانها را از حمایت آنها خارج کرده در حقیقت کاری کند که دیگر افغانها مهاجر حساب نشده هیج نهاد بین المللی مانع تصمیمهای ایران نباشد .

در مورد بی مدرک کردن افغانها بار ها دیده شده که ایران تلاش می کند به نوعی کارت افغانها را باطل کند ازجمله کسانی که وارد دانشگاهها می شود اجبارا باید پاسپورت بگیرند وتمام مدارک شناسای خویش در عوض پاسپورت تحویل اداره اتباع بدهند. پاسپورت دانشجویان تا زمانیکه ایشان مشغول به تحصیل هستند تمدید می شود بعد از آن تمدید نشده و فرد فارغ التحصیل عملا بی مدرک می شود. البته این قانون در سال جاری شامل تحولات قابل توجه گردیده است آن ازین قرار است که کسانی که در کنکور سال قبل در ایران شرکت کرده موفق شدند که وارد دانشگاه شود وزارت کشور ایران برای قبول شدگان افغانی گفتن شما باید همراه با تمام اعضاء خانواده خویش به افغانستان بروید خانواده شما آنجا زندگی کند شما با اخذ پاسپورت تحصیلی به تنهای وارد ایران شده ادامه تحصیل بدهید.

آقای خلیلی در زمان حضورش در ایران از طریق رسانه ای داخلی از افغانها خواستند که به کشورشان برگردند ایشان در لابلای گفتگویش با تلویزیون ایران گفتند که ما در افغانستان روی خاک زندگی میکنیم مهاجرین هم باید برگردند .جناب آقای خلیلی شما تا هنوز نتوانستید برای افغانهایی که در داخل زندگی میکند اشتغال وامنیت ایجاد کنید و با وجود فقر وبیکاری حاکم در کشور که روزها صدها نفر چه بصورت قانونی وقاچاق از کشور خارج می شود به امید اینکه بتواند در گوشه ای از دنیا زندگی خویش را سپری کند، چطور تقاضای برگشت دارید مسلما اگر امنیت و اشتغال در کشور باشد هیچ کسی از کشورش فراری نمی شود خود تان در قصرهای رنگین با تمام امکانات رفاهی زندگی می کنید بدون اینکه از ملت خبری داشته باشید که بخاطر گذران زندگی اش به چه جیزهایی دست به گریبان است از مهاجرت به کشورهای خارج وبه جان خریدن راهای طولانی زمینی دریای که هرکدام آنها یک درصد هم اطمینان زنده ماندن ندارد گرفته تا روآوردن به قاجاق وکشت مواد مخدر.

در روزهای اول بعد از سقوط گروهک طالبان خوب بیاد دارم ملت فقط از شما امنیت میخواست نه تقاضای اشتغال داشتند نه خدماتی رفاهی درمانی دیگری ولی متاسفانه دولت تاهنوز همان خواسته اول ملت را نتوانست برآورد کند. حملات انتحاری زندگی انسانها را به خطر جدی انداخته است، از طرف دیگر با توجه به نبود یک سیستم قضای خوب و متعهد در کشور که ضامن حق وحقوق ملت باشد این فرصت را برای افراد فرصت طلب ایجاد کرده است تا بتواند به نوعی زندگی افراد را در جامعه به مخاطره بیاندازد.

با توجه به فقر و بی کاری شدید چطور یک مقام ارشد دولتی حاضر می شود سندی را امضاء کند که منجر به بدبختی یک ونیم میلیون انسان می شود .واقعا فقط جای تاسفش باقی است .

بارها دیده شده که دولت برای یک پست مدیریتی خیلی پایین کشور شرایطی از قبیل تحصیلات مرتبط وچندین سال سابقه کار را در نظر میگیرد ولی متاسفانه در پستهای اصلی مدیریتی که واقعا نیاز به تجربه و تخصص بالا دارد قوانین را در نظر نگرفته متعاقب آن اشتباهات جبران ناپذیر متوجه ملت میگردد .

من در همین جا از کمسیاری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان کوچکانه تقاضا درام که از موقعیت خویش نیسبت به مهاجرین استفاده کرده نگذارد هر دولتی با علایق شخصی خویش نیسبت به مهاجرین تصمیم گیری کند .

این مطلب بتاریخ دوشنبه۲۹  دسامبر 2008در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است.

کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

پذیرایی با لنگه کفش یکشنبه یکم دی 1387 6:51

اول جنگ در مقابل گروهک تروریستی طالبان واز بین بردن آنها دوم نابودی ظالم ترین دیکتاتور جهان صدام از عراق

رئیس جمهور بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری اش ودر آخرین حضور فیزیکی اش در عراق با لنگه کفش پذیرایی شد.


 

این اخبار در رسانه ها بازتابی خاصی داشت ولی در رسانه های ایران بازتاب اش خیلی ویژه بود .خبر نگاران وگزارش گران در خیابان ها با مردم مصاحبه میگردند هر کدام لنگ کفش با خودش داشته آنرا به دست مردم داده تا به طرف بوش پرتاب کند .هرچند که همان عراقیهای که امروز به طرف بوش کفش پرتاب کردند دیروز همانها بودند که به طرف ایرنیها هزاران ویا هم میلیاردها انوع گلوله بم آنهم از نوع شیمیایی اش به طرف ایرانیها پرتاب کردند.که هنوز آثار همان شیمیایی در همه جای ایران دیده می شوند.البته در آنروزها عراقی واسطه ای بودند، تا بتواند بمها وگلوله های امریکای یا دیگر خارجیهارا به طرف ایرنی شلیگ کنند، ولی امروز عکس آن شده این دستهای ایرانی است که در عراق کار کرده تا بتواند توسط خبر نگاری کفشی به طرف بوش پرتاب کنند. ئلی در آنطرف قضیه این جهالت یا شجاعت که عراقی ها از این عملکرد به عنوان یک مجاهدت یا شجاعت یاد کرده است .شاید هرکه در قضاوتش به نوعی آنرا تعریف کنند ولی من از این عمل به عنوان شجاعت نمی توانم قبول کنم به نظرم جهالت یا به قول خود آقای بوش معروف شدند بیش نبود،دلیلش هم این است که اگر شجاعت بود چرا در زمان حکومت 30ساله ای صدام دیکتاتور که حتی به کودکان زنان عراقی هم رحم نکرده آن زمان این شجاعت اعراب زاده های عراقی کجا بودند.

 ای کاش می شد از این آقای خبر نگار سوال کرد که در آن زمانهایی که صدام عراقی ها را مثل حیوانات سر می برید وسیلابهای با خون انسانها ایجاد می کرد. و عراق را به یک کشتارگا ه از زنان مردان اطفال عراقی درست کرده بود ، ایشان کجا بودند که لنگ کفشی طرف صدام پرتاب می کرد .هرچند که جواب سوال کاملا مشخص است ایشان مثل خیلی از عراقیهای دیگر در گوشه ای از جهان با هزار ترس و وحشت مشغول گذر روزهای عمرش بودند.

بوش در طول دوران ریاست جمهوری اش دو تغییرات اساسی را در سیاستهای جهانی درجهان رقم زد اول جنگ در مقابل گروهک تروریستی طالبان واز بین بردن آنها دوم نابودی ظالم ترین دیکتاتور جهان صدام از عراق. صدام حسین در طول حدودا سه دهه از حکومت در عراق ظالمانه ترین دولت را در جهان به نمایش گذاشت . از کشتار انسانهای بی گناه زنان کودکان گرفته حتی به افراد از خانواده اش هم رحم نکرده آنها را هم از بین برد . صدام در طول سه دهه در عراق حکومت نکرده بلکه یک کشتارگاه آدم را سر پرستی کرد ،حکومت صدام اقلیت در مقابل اکثریت بود، همانطور که صدام خودش از مذهب اهل تسنن و مربوط به حزب بعث بود تمام تلاشش این بود که این اقلیت را به اکثریت تحمیل کند که همانطور هم شد . کجا بود آن عراقی هایی که عمل زشت خبر نگار عراقی را یک عملکرد خوب توصیف کرده ایشان را لقب مجاهد داده و خواستار آزادی این فرد شدند .کجا بودند که یک اکثریت از زیر چماقهای صدام نجات می دادند. در این مدت نه تنها ظلم صدام در عراق متمرکز بود بلکه دامنگیر ایران و کویت هم شد .جنگ 8 ساله عراق در مقابل ایران واستفاده از صلاحهای کشتار جمعی در مقابل ملت ایران حمله مسلحانه به خاک کویت واز بین بردن چاهای نفتی آن کشور.

با این حساب می توان به جرات گفت که عراقیها بی معرفت ترین و نا سپاس ترین مردم است که تنها نجات دهنده خویش را با کفش بدرقه می کند هرچند که بوش در سیاستهای خویش نسبت به عراق دچار اشتباهات شد ولی این را باید درنظر گرفت که بوش عراق را از زیر چماقهای ابر دیکتاتور جهان نجات داده و زندگی وامید دوباره به ملت عراق هدیه کرد . نه تنها بوش این خدمت را به عراق کرد بلکه کشورهای همسایه را هم از وحشت صدام نجات داد .وجود دیکتاتور مثل صدام وطالبان در منطقه خود بزرگترین تهدید علیه امنیت منطقه به حساب می آمد. این عمل زشت ونا پسند خبر نگار عراقی هرچند که از بیرون عراق هدایت می شد در نوع خودش نا شایسته ترین حرکت در مقابل یک رئیس جمهور بود هرچند که ممکن است آن رئیس جمهور نسبت به آن کشور کوتاهی کرده باشد. مسلما تشدید بحرانهای سالهای اخیر در افغانستان و عراق بدون تاثیر از کشورهای همسایه نمی باشد.

از آنجایی که در سالهای گذشته خبر حمله امریکا به ایران وتشدید تحریم ها از طرف امریکا به ایران اخبار داغ رسانه ها بود در آن زمان بارها رهبر ایران آقای خامنه ای در جلسات متعدد اعلان کردند که اگر امریکا به ایران حمله یا هرگونه اقدام نظامی انجام دهد منافع امریکا در هرجای از جهان که دسترس باشد به خطر خواهد افتاد . مسلما منظور از دسترس بودن همین عراق و اقفانستان است که ایرانیها می تواند در آنجا نفوذ کرده منافع امریکا را لطمه بزنند. این عمل خبر نگار عراقی هم می تواند جزئی از همان اقدامات ودستهای خارجی باشد که بعد از انجام این عمل خوب دست زدند وساعتها این عملکرد زشت را در رسانه های داخلی خویش با عناوین مختلف به تصویر کشاندند.

ایران در همان روزهای اول حضور امریکا در عراق افغانستان از این حضور به عنوان یک اشغالگری امریکارا اشغالگر نامیده هیج وقت حاظر نشد این را بپذیرد که امریکا جدای از اینکه با اشغال عراق افغانستان به مرزهای ایران نزدیک و نزدیکتر شده است در عوض دو تا تهدید بزرگ را که هرکدام به نوبه ی خویش یک تهدید برای امنیت و پیشرفت این کشور محسوب میشد ازبین برده است .هرچند که ایران ادعا می کند صدام وطالبان هردو دست پرورده امریکا در منطقه است . ونابود کردن آنها هم توطئه بیش نیست ولی این را باید در نظر گرفت که بوش خود در به وجود آوردن صدام و طالبان دخالت نداشته بلکه سیاستهای بزرگان و نیاکان خویش را زیر پا گذاشته این دوغول وحشی رااز بین بردند.

بعد از نابود شدن صدام در عراق طالبان در افغانستان بزرگترین استفاده را ایرانیها بردند، بخاطر اینکه در زمان حضور این دو غول در افغانستان و عراق ایران نمی توانست از بازارهای این دوکشور استفاده کند در حقیقت ایران هیچگونه روابط دیپلماسی با این دوکشور نداشتند بعد از فروپاشی آنها این ایران بود که توانست از فرصت حضور در عراق و افغانستان استفاده کرده بازارهای این دو کشور را از آن خود کنند، هرچند که در رقابت با خارجی ها توان رقابت را نداشته به تدریج از حضور در آنجا کناره گیری کند.

این مطلب بتاریخ چهار شنبه 17 دسامبر 2008در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است.

کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

مهمان قصر گلخانه شنبه دوم آذر 1387 17:31
با فرا رسیدن زمانی دومین انتخابات تاریخ  سیاسی کشور مان موج از شعارها وعده ونویدها از افرادکه میخواهد کاندید باشد شنیده می شود. انسانهای قدرت طلب در این مدت چهار سال دست به هرگونه شیرین کاری زده اند تا بتواند توچه ملت را جلب کند .مهم آنست که ملت ما بدون در نظر داشت چنین موضوعات وبا اتکاه به توانایهای علمی وسوابق فردی اشخاص توچه کرده تا انشالله شاهد موفق ترین برگزاری انتخابات را در کشور خویش باشیم . به امید افقانستان آزاد.

مهمان قصر گذر کوتاه تحلیلی به مهمان چهار ساله قصر گلخانه دارد. با توجه به گذشت چهار سال از اولین انتخابات تاریخ سیاسی کشور مان کم کم  به دومین انتخابات که بر مبنای مشارکت ملت برگزار می شود نزدیک میشویم .به هر حال افغانستان فعلا در حال گذر است هرچند که ما از اولین ریئس جمهور کشور توقع بیشتری  داشتیم ولی متاسفانه که اینطور نشده بلکه در خیلی از زمینه ها ما برگشت به عقب را شاهد بودیم. از جمله اوضاع سیاسی امنیتی کشور تشدید پدیده ی تروریسم وفساد اداری در کشور.
خوب برحال این دوره هم بدون آنکه برای ملت ما منفعت زیادی داشته باشد به پایان رسید، بنا براین همه ی ملت باید تمام تلاشش این باشد که اشتباهات گذشته را تکرار نکنند و با دقت  بیشتر به دنبال بهترین وشایسته ترین انتخاب باشند تا شاهد نتیجه آن در زندگی روز مره خودمان باشیم.

انتخابات سال 1383 که منجر به پیروزی حامد کرزی به عنوان اولین ریئس جمهور شدند، عواملی از قبیل قوم، منطقه وغیره تاثیر خاصی داشت عوامل متذکره نه تنها ما را به یک انتخاب بهتر نزدیگ می کند بلکه عوامل تبعیض قومیت، منطقه وغیره تشدید میگردد.

با توجه به تعریف بالا ما بخاطر اینکه بتوانیم یک انتخاب خوب داشته باشیم ناگزیر باید عملکرد چهارساله دولت مردان را تجزیه و تحلیل نموده واینکه آنان چقدر توانستند به شعارهای تبلیغاتی شان جامه عمل بپوشانند.برای ارزیابی عملکرد از جهات مختلف  مثل همان شعارهای که خود همان افراد کاندید شده استفاده کرده و همان گزینه ها مورد ارزیابی قرارمیگیرد از جمله دموکراسی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات ورسانه ها ، حقوق بشر که حقوق تمام ملت را در بر دارد، امنیت بازسازی توسعه واکتشافات، تحصیلات ومردم سالاری، آزادی مذهب وحاکمیت قانون و ...  می توان اشاره کرد.

در نهایت هرچند که گزینه های زیادی است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد ولی شاید تنها از عهده فرد یا یک مقاله خارج باشد من امید وارم که با مطرح کردن وتجزیه و تحلیل درست از اوضاع سیاسی گذشته کمک بزرگ برای تصمیم گیری هرچه بهتر مردم خویش فراهم کنم . من با اتکا به همین گزینه ها تلاش می کنم که تحلیل کوتاه وبدون قصد وغرض از گزینه های بالا داشته باشم .
 
· دموکراسی دولتی است که کليه شهروندان آن، چه مستقيم و چه غير مستقيم و از طريق نمايندگان منتخب خود، از قدرت استفاده و وظائف مدنی خود را انجام می دهند.


· دموکراسی مجموعه ای از اصول و روش ها است که از آزادی انسان دفاع می کند؛ دموکراسی نهادينه شدن آزادی است.


· دموکراسی بر پايه حکومت اکثريت و حفظ حقوق فردی و اقليت ها استوار است. تمامی دموکراسی ها، ضمن احترام به خواست اکثريت، مدافع سرسخت حقوق اساسی افراد و همچنين گروه های اقليت هستند.

با توجه به تعریف بالا از دموکراسی می توان تجزیه و تحلیل کرد که چه اندازه دولت ما همسان با این تعریف جریان داشتند یا در عکس آن عمل کردند .از آنجایی که نمایندگان پارلمان از نتیجه انتخاب آرای ملت به قدرت رسیدند تا بتواند دولت را در تصمیم گیریهای  مهم یاری رساند وبا توجه به تعامل نه چندان خوب دولت وپارلمان در چند سال گذشته ما نه تنها شاهد اجرای دموکراسی بودیم  بلکه اختلافات را شاهد بودیم  که گهگاه خیلی شدید بوده و دولت وپارلمان را به بی راهه کشانده این دو ارگان مهم سیاسی کشور را از اهداف اصلی اش دور میکردند .


  .آزادی گفتار و بيان به ويژه در زمينه مسايل سياسی و ساير مسايل عمومی شريان اصلی هر حكومت مردم سالار است. حكومت های مردم سالار بر محتويات بيشتر اظهارات كتبی و سخنرانی ها نظارت ندارند. بدين ترتيب در حكومت های مردم سالار معمولا صداهای متفاوتی در حال بيان نظرات و عقايد متفاوت يا حتی متضاد با حكومت ها هستند.

دولتهای تازه به دوران رسیده از آنجایی که که کمتر توان انجام گفته ها ووعده های خویش رادارند  از این رو همیشه مورد انتقاد اندیشمندان و متفکران جامعه قرار میگیرند با توجه به انتقادها واعتراضها دولت موظف است که به اینگونه اعتراض ها گوش داده وبا تصمیم گیریهای درست چالشهای مورد اعتراض را پر کند.

موضوع مهم که همیشه از طرف جامعه منتقد مورد انتقاد قرار میگرفت دین و سیاست بود که این دو در کنار هم قرار گرفته و بجای اینکه  در بهبودی اوضاع کشور کمک کنند در خیلی مواقع  مانع بزرگ برای پیشرفت بحساب می آمدند. دولت ما هم مانند بعضی از دولتهای همسایه که قوانین آن بر اساس معیارهای دینی تدبیر یافته است بنا در موارد که این گونه انتقادها مطرح می شود بجای اینکه دولت مردان  بدنبال راه حلی منطقی باشند همیشه با بنیادگرایی برخورد کرده افراد منتقد را با اعمال خشونت آمیز روبرو کرده وگاها آزادی آنرا صلب کرده ویا زندگی آنهارا ازایشان میگیرند، مثل محکومیت کاملا بی مورد پرویز کامبخش وغیره .با توجه به این برخوردها واحکامهای صادره می توان چنین تحلیل کرد که دولت مردان بنیادگرا شاید توان این را نداشته باشد که از تئوریهای دینی وسوء استفاده های دینی که می شود دفاع کرده واز راهی منطقی پاسخگو باشد با این وجود همیشه بدنبال آخرین راهکار یعنی به بند کشیدن افراد منتقد سعی در فروپاشی چنین عقاید را دارد.


 در جامعه مردم سالار، مطبوعات نبايد زير نظر حکومت کار کنند. در دولت هاى مردم سالار، نه وزارت اطلاعاتى براى کنترل مطالب روزنامه ها يا فعاليت خبرنگاران وجود دارد، نه شروطى براى بررسى صلاحيت خبرنگاران و نه اجبارى براى اين که خبرنگاران به اتحاديه هاى زير نظر حکومت بپيوندند. مطبوعات آزاد، مردم را آگاه مى سازد، گردانندگان را مورد سوال قرار مى دهد و شرايطى را براى مباحثات منطقه اى و سراسري، فراهم مى کند.


آزادی مطبوعات هم مانند آزادی بیان در خیلی از موارد دیده شده که مورد تحریم شدید دولت قرار گرفته ویا خیلی از رسانه ها ی آزاد بخاطر بقا تلاشش این بوده که اشتباهات دولت مردان را نادیده گرفته و با تحلیل متفاوت سرپوش روی اینگونه موارد گذاشته است پس نتیجه میگیرم که این آزادی بیان آزادی مشروط به زنده ماندن است نه آزادی واقعی.


اما در باره حقوق بشر.
    تمام انسان ها با حقوق مسلمى به دنيا مى آيند. اين حقوق بشر به مردم اجازه مى دهد كه زندگى شرافتمندانه اى را پيشه كنند ــ بنابراين هيچ حكومتى نمى تواند اين حقوق را اعطا كند، ولى تمام حكومت ها موظف به حفظ آن هستند. آزادى كه بر پايه عدل، بردباری، شرافت و احترام ــ بدون در نظر گرفتن قوميت، مذهب، ارتباط سياسى يا موقعيت اجتماعى ــ شكل مى گيرد به مردم اجازه مى دهد تا در پى اين حقوق اصولى باشند. در حالى كه نظام هاى استبدادى حقوق بشر را نفى مى كنند، جوامع آزاد براى رسيدن به آن ها همواره در تلاش اند.


با توجه به تعریف حقوق بشر در بالا همانطور که ذکر شد دولت موظف به حفظ حقوق ملت بدون در نظر گرفتن قوم منطقه وغیره هستند .ولی متاسفانه در موارد زیاد دیده شده که دولت نه تنها حافظ این حقوق است بلکه در ایجاد تنشهای قومی منطقه ای وغیره نقش بسزایی داشتند، مثلا حمله کوچیهای مسلح به مناطق بهسود و غیره.

 
ایجاد امنیت اصلی ترین وظیفه دولت است که بتواند با استفاده از قدرت واختیارات در دست داشته خویش برای آرامش وامنیت ملت خویش تلاش کرده و هرگونه عواملی که باعث ناامنی می شود بدون در نظر داشتن احساسات منطقه ای وغیره سرکوب کند ولی بازهم متاسفانه دولت در این امر کوتاهی کرده بلکه در خیلی موارد این نابسامانیها را از منطقه ای به منطقه ی دیگر هدایت وراهنمایی کردند که نتیجه آن تقویت گروهک تروریستی طالبان وتشدید پدیده شوم تروریسم وکشاندن این گروهک از مناطق جنوبی به مناطق شمالی و مرکزی و غیره شدند .


در زمینه بازسازی باید نوشت هرچند که پروژه های محدود آنهم  در مناطق مشخص  به اجرا گذاشته شده که قابل توجه نیست .از آنجایی که دولت تازه به دوران رسیده سخت مورد توجه جامعه جهانی بوده متاسفانه دولت مردان نتوانسته اند از این توجه ویژه استفاده کرده آنرا در امر بازسازی کشور مان مدیریت کنند بلکه باعث منصرف شدن خیلی از کشورها در امر بازسازی کشور شدند که خودبخود ضعف دیپلماسی را هم آشکار می کند.


توسعه واکتشافات هم جزء اساسی ترین وظیفه دولت است که با استفاده از نیروهای متخصص در این زمینه باعث توسعه واکتشافات منابع زیر زمینی کشورمان می شدند که متاسفانه بازهم کوتاهی دولت را شاهد هستیم .آزانجایی که کشورما دارای بیشترین آبهای روان در منطقه بوده ولی تا هنوز نتوانسته اند از این آبها در مسیر توسعه کشاورزی وصنعت برق که مشکل فعلی کشور مان محسوب می شود استفاده کنند، واز طرف دیگر کشور ما بزرگترین منابع زیر زمینی را در اختیار دارد ولی در مدت استقرار حکومت در افغانستان نتوانستیم برنامه مشخصی برای استخراج منابع زیر زمینی کشورمان داشته باشیم تا درآینده نه چندان دور شاهد رشد زیر ساختهای اقتصادی کشور مان باشیم که اینطور نشد که بازهم جای تاسف اش باقی است .


    تحصیلات عالی هم حق همه مردم است که دولت باید اجرا وبه تحقق رساندن آنرا جزء اصلی ترین وظایف خود بداند در طول چند سال گذشته همانطور که در بالا عرض شد توجه جامعه جهانی در امر بازسازی بودند که این توجه در زمینه ی  تحصیلات عالی بوده است که خیلی از کشورها برای ارتقاء سطح علمی کشورمان اعلام آمادگی کرده بودند و در همین راستا زمینه ی بورس های  ادامه تحصیل در خارج هم مهیا گردیده بود که بازهم با مدیریت ضعیف دولت مردان این بورسیه های تحصیلی بیشتر حیف و میل صاحبان قدرت شدند تا اینکه به اشخاصی که لیاقت آنرا داشتند برسند.

در زمینه آزادی مذاهب .
تمام شهروندان بايد در زمينه باورهای مذهبی آزادی دنباله روی از درونشان را داشته باشند. آزادی مذهب شامل حق عبادت تك نفره يا گروهی، در جمع و يا در خلوت و مشاركت در مراسم مذهبی، اجرای مناسك و آموزش دين بدون ترس از آزار حكومت يا گروه های ديگر جامعه است.

البته در این باره عرض کنم که حرکات خوبی از طرف اشخاص حقیقی و حقوقی دومذهب بزرگ کشور مان به اجرا گذاشته شده اند که قابل تقدیر است.

حاكميت قانون بدان معنا است كه هيچ فردی، چه رييس جمهور و چه يك فرد عادى از قانون بالاتر نيست. حكومت هاى مردم سالار، قدرت را از طريق قانون به كار مى بندند و خود ملزم به اطاعت از آن هستند.
.
· قوانين بايد در جهت خواسته هاى مردم و نه هوس شاهان، زورگويان، مقامات نظامی، رهبران مذهبى يا احزاب خود گماشته باشد.

· مردم در حكومت هاى مردم سالار مشتاق پيروى از قانون هستند، چرا كه از قواعد و دستورات خودشان اطاعت مى كنند. هنگامى كه قانون توسط مردمى گذاشته مى شود كه بايد از آن اطاعت كنند عدالت به بهترين نحو ممكن برقرار مى شود.

· براى حاكميت قانون، يك دستگاه قدرتمند و مستقل قضايى لازم است كه داراى اختيار، اقتدار، دارايى و اعتبار لازم جهت زير سوال بردن مقامات حكومتى و حتى سران عالى رتبه در برابر قوانين و دستورات مملكتى باشد.

در مدت چهار سال که گذشت متاسفانه دیده شد که حاکمیت قانون فقط برای ملت به اجرا گذاشته می شد البته در اکثر جاها افراد با تقبل کردن هزینه های سنگین به عنوان رشوه از حاکمیت قانون فرار می کردند ولی این حاکمیت قانون در خود دولت هیچ وقت به اجرا گذاشته نشد اگر اجرا می شد شاید ما شاهد اوج فساد اداری و رشوه خواری های بزرگ و زمین خواری  از طرف دولت مردان نبودیم.

با این تجزیه وتحلیل از دوران چند ساله آقای کرزی و همکارانش چنین نتیجه می توان گرفت که  اگرعملکرد دولت ایشان   در رتبه بندی پنچ  گزینه ای خیلی خوب، خوب، متوسط، بد، وخیلی بد مطرح شود از نظر من این دولت رتبه بد را به خودش اختصاص داده است .

با توجه به گذشته دولت کرزی و تحلیل مختصری از آن امید بر آن است که دیگر عوامل نظیر منطقه قوم وغیره در انتخاب ما تاثیر نداشته بلگه با اتکا به عملکرد وگذشته افراد وبا آگاهی کامل از شرایط داوطلب مثل توانیهای فردی ودانش فردی وتجارب آن برای پست ریاست جمهوری   برای کاندید ریاست جمهوری داشته تا شاهد برگزاری یک انتخابات موفق ودر عین حال کارآمد را داشته باشیم . 

 

 این مطلب بتاریخ جمعه ۲۸ نوامبر۲۰۰۸  در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است .

کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |

چالش های دیپلماسی شنبه سیزدهم مهر 1387 10:38

روابط کنسولی وسفارت خانه های کشورما مثل روابط نوکر و ارباب سالاری می باشد

دیپلماسی نحوه ی اجرای سیاستها در خارج از کشور و نسبت به دولتهای بیگانه است. به عبارت دیگر دیپلماسی اجرای سیاست خارجی دولت است

دیپلماسی قدمتی باستانی دارد و نمیتوان برای آن یک آغاز تاریخی قائل شد. به طور کلی تاریخ روابط دیپلماتیک را به دو دوره تقسیم کرد.

دوره ی اول: از قدیمترین زمان تا قرن 15

دوره ی دوم: از قرن 15 تازمان حاضر

شرایط برقراری روابط دپلماتیک بستگی به موافقت دو یا چند کشور و شناخت آنها دارد. وای به حال کسانی که از کلمه ای دیپلمات فقط به بستن کروات و به تن کردن کت و شلوار ودر خدمت گرفتن موتر های ژاپنی(چاپانی)مدل بالا با پلاکهای سیاسی واستفاده آن برای انجام کارهای روزمره ی خانواده ی خویش اکتفا کرده است

در هر کشور یک وزارت بنام وزارت خارجه وجود دارد،از آنجایی که از نامش معلوم است این وزارت نقشی در داخل کشور نداشته فقط برای طراحی سیاستهای خارجی ایجاد شده است دنیای فعلی با وجود آنکه نمی تواند از یکدیگر جدا باشد الزاما بدنبال برقرای روابط با دیگر کشورهاست با برقرای روابط میان دویا چند کشور هر کشور می تواند از تولیدات داخلی دیگر کشورهابرای وارد کردن واز تولیدات داخلی خویش برای صادرات استفاده کند. این تولیدات می تواند شامل کالاهای تولیدی وکالای خدماتی باشد با این وجود دنیای فعلی را به یک دهکده میتوان تشبیه کرد یعنی در یک دهکده الزاما همه افراد به هم وابسته هستند در این دنیای کنونی هم این وابستگی مشهود است روابط دیپلماسی کشورها با ایجاد نمایندگی هایی بنام سفارت و کنسولی بر اساس نیاز دو یا چند کشور برقرار می باشد. مشخص کردن این نمایندگی از طرف همین ارگان دولتی بنام وزارت خارجه می باشد،وظایف مهم این نمایندگی ها برقراری روابط سیاسی دوکشور معرف فرهنگ تمدن سیاستهای خارجی کشور مبدا به کشور مقصد وتسهیل روابط میان کشورها می باشد.

البته در دنیای مدرن جدای از اینکه اهداف بالا با ایجاد نمایندگی ها در کشور مقصد دنبال می شود اهداف وسیاستهای خاصی با توجه به قدرتمند بودن کشور مبدا دنبال می شود مثلا نمایندگی (سقارت)امریکا در هر کشور بیشتر بخاطر دخالت ویا معرف قدرت وتوان امریکا می باشد از این جهت سفارت خانه های امریکا در دیگر کشورها با توجه به زیاد ویا کمتر قدرتمند بودن کشور مقصد در عرصه بین المللی نقش بازی می کند از این رو اهداف کشور امریکا بدنبال ایجاد سفارت در روسیه و افغانستان متفاوت میباشد.

با این وجود بر اساس نیاز دوکشور از کشور مبدا به کشور مقصد وبالعکس یک سفارت خانه وچندین کنسولگری ایجاد می شود معمولا سقارت ها در پایتخت کشورها وکنسولی ها در شهرهای مجاور کشور مبدا ایجاد می شود از افرادی که در این نمایندگی ها مشغول به کار می شوند بنام دیپلمات یا د می شود معمولا این افراد از تحصیلات مرتبط بالا وروابط عمومی قوی و تجربه کافی بر خوردار است تا بتواند در کشور مقصد سیاستها وپالیسی کشور خویش را آنطور که شایسته است به تصویر بکشاند. یکی از اهداف مهم سفارت یا کنسولی ها در کشورهای مقصد دفاع از حقوق اتباع کشور خود در کشور مقصد است .

با توجه به این همه مسئولیت که برای سفارت خانه ها و کنسولیها ذکر شد ،متاسفانه روابط کنسولی وسفارت خانه های کشورما در خارج از افغانستان مثل روابط نوکر و ارباب سالاری می باشد یعنی کسانی که در سفارت و کنسولی های ما تکیه بر صندلی قدرت زده اند ارباب اتباع کشور خودمان هستند ونوکر خارجی ها .همانطور که انتخاب وزیران وزارت خانه ها براساس لیاقت وتوانای های فردی وتجربه کافی نبوده است. بلکه معیار قومیت، منطقه ،مذهب وسلایق شخصی در این گونه انتخاب ها نقش به سزایی داشته است که تاثیر این انتخاب ها در سفارت و کنسولیها نیز مشهود است.همانگونه که در بالا ذکر شد افرادی که در کنسولی وسفارت خانه از طرف یک کشور انتخاب می شود باید دارای تحصیلات مرتبط بالا و تجربه کاری قوی و روابط عمومی فوق العاده عالی داشته باشد که این معیارها در افرادی بنام دیپلمات کشورمان در خارج فقط به بستن کروات وپوشیدن کت شلوار خلاصه شده است به دور از گزینه های یک دیپلمات تراز اول می باشد.

دفاتر نمایندگی خارج از کشور مان برای قوم تاجیک از زمان حکومت جناب آقای برهاندین به ارث مانده است که دیگر اقلیتها هیچگونه دخل و تصرف در آنها نداشته وندارد . بعد از سر کار آمدن دولت مردمی حامد کرزی جناب دکتر عبدالله در مقام وزارت خارجه قرار گرفت که مسلما این ارث برای اقوام تاجیک ماندگارتر شده است حتی تا جایی این وضعیت ادامه داشته که خیلی از کارشناسان و منتقدین دولت کرزی به نمایندگی های خارج بیشتر به عنوان یک دفتر قوم تاجیک نگاه میکنند تا این که آنرا مربوط به وزارت خارجه کشور مان بداند.بعد از به قدرت رسیدن آقای اسپنتا تغییرات قابل توجه مربوط به سفارت خانه ها اتفاق نیافتاده بلکه چند دیپلمات نما از شهر هرات در جمع آنها اضافه گردید.

من بارها اعلام کردم که هدفم توهین به یک قوم نبوده ولی اگر یگبار گذر شما به سفارت یا کنسولی های کشور مان در خارج افتاده باشد متوجه می شوید که در آنجا فقط کار کسانی انجام می شود که از ایل و تبار خودشان هستند و دیگران باید بخاطر کارهای خیلی پیش پا افتاره راهی طولانی ودشوار را طی کنند تا به مرحله اجرا برسد یا اینکه بخاطر کار در این نمایندگی ها به دنبال پارتی باشند یا برای انجام کار خویش به آنها رشوه بپردازند.موج تبعیض های نژادی قومی ومنطقوی مثل ادارات فاسد داخل کشور در نمایندگیهای خارج کشورمان وجود دارد، که این به دور از شئونات یک کشور است که قانون اساسی آن بر اساس دین اسلام بنا نهاده شده است.

با توجه به اینگونه برخوردها و رفتارهای ناشایست در نمایندگی های وزارت خارجه کشور مان در خارج آنان نه تنها پاسداری از ارزشها و فرهنگ کشور مان در خارج کرده بلکه بیشتر مایه شرم وسرافگندگی این کشور می باشد . اگر دقت کرده باشید افرادی که بنام دبپلمات در خارج از کشور مان در حال اجرای وظیفه بوده و معاشهای هزار به بالا ی دلاری نسیب خویش می گرداند کسانی هستند که به دور از شخصیت یک دبپلمات هستند که حتی از برقرای روابط خیلی ساده با یک هم وطن خویش عاجز می باشند.برخورد آنان دور از انسانیت و فاقد هرگونه ازرشهای کشور مان بوده که به همین دلایل خیلی از کشورهای همسایه که در ظاهر خودرا دوست و هم فرهنگ و هم دین کشور مان معرفی می کند بارها دیده شده است که از رسانه دسته جمعی داخلی شان حمله مستقیم به فرهنگ زبان کشور مان کرده است و مورد توهین وتحقیر آشکار قرار داده است. جدای از اینکه در هر سفارت با کنسولی کشور مان یک بخشی بنام بخشی فرهنگی برای حمایت از فرهنگ تمدن کهن کشور در آنجا مستقر است آنان نه تنها به این گونه توهین های آشکار به ارزشهای کشور مان اقدام خاصی انجام داده بلکه در خیلی موارد مهر تایئد به این گونه اعمال گذاشته است . یک نمونه آشکار آن موافقت سر کنسول مشهد آقای یوسف اعتبار به اخراج اجباری و برخورد کاملا ناشایست جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع کشور مان در اوایل سال 1386 می باشد. با توجه به اینکه جهان را به یک دهکده تشبیه کردند پس کشورهای که در این دهکده زندگی می کند اجبارا به دنبال یک دپلماسی قوی بوده تا بتوانند در این دهکده زندگی کند ضعف دپلماسی باعث برون رفت کشوری از این دهکده خواهد گردید . با توجه به دپلماسی ضعیف وپیش پا افتاده کشورمان که مبنای انتحاب آن قوم منطقه مذهب بوده مسلما ما در این دنیا که بیشتر شبیه یک میدان رقابت است بازنده واقعی هستیم حق انتخاب ما نداریم بلکه یک مصرف کننده خوب با هر تورم دیگر کشورها باشیم .

هر چند که ما خوشحالیم در دوران دولت جدید فصل جدید کشور مان ما در تمام اجلاس های جهانی حضور فعال داشته ایم چه به عنوان ناظر چه به عنوان مهمان چه به عنوان عضوء ولی خیلی نباید در این مسله دیل خوش کنیم بخاطر حضور ما در عرصه بین الملل می تواند بخاطر حضور امریکا وکشورهای غرب بخاطر بازسازی کشور و حضور نیروهای پیمان اتلانتیک شمالی(ناتو) بخاطر امنیت و از بین بردن ترورزم باشد که این موضوع را بدون شک باید مدیون آنها باشیم در غیر آن دولت آقای برهاندین را شاید به یاد داشته باشید که تا چه حد از این دهکده جهانی فاصله داشته ومنزوی بودند

این مطلب بتاریخ دوشنبه ۲۹سپتامبر۲۰۰۸  در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است .

کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |