
حامد کرزی در حالی بدنبال تغییر سیاست است که حامیان اصلی ایشان یعنی امریکا وی را به بی کفایتی وکم کاری محکوم کرده شاید بدنبال جایگزین مهره ها باشند .حامد کرزی که با حمایت کامل امریکا ودیگر کشورهای غربی در جلسه بن به قدرت رسید وبعد از آن در انتخابات مردمی تا هنوز به صندلی قدرت تکیه زده است ولی ایشان بعد از هفت سال نوکری غرب تازه بدنبال این است که به قول خودش دیگر نوکر نباشد
رویکرد جدید کرزی بیان گر آنست که ایشان میداند که یک مهره سوخته است بناچار قدرت را به فردی دیگری تحویل بدهد ولی متاسفانه مثل اینکه صندلی قدرت برای آقای کرزی هم مثل آقای برهان الدین خیلی دلچسب بوده است که ایشان حاضر نیست براحتی این صندلی را به فردی دیگری تحویل بدهد.لذا در این گیر دار قدرت٬ ایشان بدنبال یاران تازه است که بتواند چند سال دیگر هم در این قدرت ماندگار باشد ویا اگر از مقام ریاست جمهوری کنار برود جای دیگری هم داشته باشد .
شاید همگی بیاد داشته باشید که همین آقای کرزی در زمانهای نه چندان دور دست به دست بوش در باغ شخصی ایشان راه میرفتند درشکه سوار می شدند تیر اندازی میکردند خلاصه اینکه بهترین تفریح هارا در کنار بوش انجام میدادند. ولی امروز با تغییر رویکرد تازه به این همه حمایتها پشت کرده بدنبال کارگردان یا طراح دیگری می باشد شاید اینرا هم همه بداند که کرزی یک فرد یا چهره کاملا نا آشنا در افغانستان بود این غرب بود که ایشان را در این جایگاهی فعلی اش رساند واقعا از حق نگذریم به این میگن نمک خوردن و نمکدان را شکستن.
کرزی در حالی بدنبال تغییر عقیده است که ناچار است قدرت را در اواسط سال آینده به فردی دیگری تحویل بدهد تحلیل این موضوع خیلی ساده است اینکه کرزی در فرصت که داشت نتوانست از حمایت غرب در راستای بازسازی اقتصادی فرهنگی مبارزه با تروریسم مبارزه با فساد اداری افغانستان و.... به صورت خوب بهره برداری کند بلکه دراین مدت سعی کرد خودرا در میان قوم پشتونش که وی را به عنوان دست نشانده یا نوکر خارجی میشناختند موقعیت متذلزل خویش را ثابت کند در غیر آن در راستای ملی کار خاصی انجام نداده بلکه سعی داشتند بهر صورت ممکن اقلیتهای مذهبی زبانی غیر از پشتون را سرکوب کند .
در این حالت از آنجایکه امریکا هم بعد از فروپاشی طالبان حامد کرزی فرد ناشناخته ای را در راس سیاست افغانستان قرار داد مسلما پاسخگوی عواقب این انتخاب هم در راستای بین المللی وهم در داخل امریکا افغانستان بودند که فرد مورد نظر امریکا تا چه انداره می تواند اهداف وسیاستهای غرب را در افغانستان به واقعیتها تبدیل کند .البته این توقع ملت افغانستان از امریکا هم همین بود .که فرد منتخب غرب تا چه حد می تواند موفق عمل کند .با این وجود کرزی نه تنها توانست به انتخاب غرب در این فرصت که در اختیار داشتند پاسخ مثبت بدهد بلکه در اواخر ایشان غرب را به کم کاری وبی توجهی متهم میکند و در این باره تهدید هم میکند.
کرزی در مدت هفت سال عمر سیاسی خویش این فرصت را داشت که سیاستهای غرب در قبال افغانستان را آنالیز کند در صورت نا کارآمد آن موضوع را به امریکا گوشزد کند ایشان نه در این فرصت این کار را نکرد بلکه همگام با سیاستهای امریکا خوشگذرانی کرد ایشان باید آن زمانی که هر هفته با بوش از طریق ویدیو کنفراس در ارتباط بود این چالشهارا مطرح میکرد .چرا الان کرزی به فکر این افتاده امریکا در افغانستان سیاستهایش را باید تغییر دهد. ولی فعلا کرزی که به پایان عمری سیاسی خویش نزدیک می شود سیاستهای امریکا را هدف قرار داده آنرا در قبال افغانستان نا کارآمد توصیف میکند٬ که به نظر من خود یک جنبه ی تبلیغاتی بیش ندارد از این رو کرزی در این زمان کمی که در اختیار دارد بیشتر به فکر این است که چطور بتواند ازهر موضوع که مستیقیما ارتباط با احساسات مردم ومنطقه دارد بتواند آنرا به نوعی موردارزیابی قرار داده تا در نهایت از آن در پروزه تبلیغاتی انتخاباتی استفاده کند.
همانطور که غرب وناتو هم اعتقاد داشتند که کرزی وتیم کاریش متاسفانه دولت ضعیف را به نمایش گذاشتند بلکه این نظر و عقیده اکثر مردم وکارشناسان سیاسی است که :کرزی در این فرصتی که در اختیار داشت نه تنها در جهت منافع ملی حرکت کند٬ بلکه صرف بدنبال منافع یک اقلیت بود لذا در این راستا بارها دیده شد که کرزی از کشتار ووحشی گیری طالبان حمایت میکرد٬ همیشه بدنبال این بود که بتواند طالبان را که حتی به کودکان مدرسه ای هم رحم نمیکردند ٬ پای میز مذاکره بنشاند و سعی در این داشت که اتهام تروریست بودن را از دوش طالبان برهاند.
البته کرزی این کارش را همیشه در راستای منافع کشور توجه میکردند در صورت که طالبان فقط به کشتار وحشی گیری فکر میکردند نه منافع کشور.
مهمترین انتقادی که حامد کرزی از حمایت گران غربی به خصوص امریکا دارد ٬حملات نیروهای امریکای به مناطق مسکونی و کشتار مردمان بی گناه هستند واز طرف دیگر چرا حامد کرزی از کشتار وحشیانه طالبان که بمب های انتحاری خویش را اغلب به مناطق شلوغ وپر ازدهام شهر را هدف قرار میدهد مورد انتقاد قرار نمی دهد واز طرف دیگر بارها دیده شده است که طالبان سعی در این دارند که در حملات انتحاری از انسانهای ساده دل ٬زنان٬ کودکان و ناشنوایان استفاده کرده آنهارا با بستن کمربند حامل بمب های انتحاری مسلح کرده به مناطق مورد نظر خویش روانه میکند یعنی اینکه درست اگر در اوایل طالبان یک عده را با تبلیغات وفریب های دینی در مقابل دولت مردان غربی وداخلی عازم خودکشی میکردند ولی امروز بدنبال فریب یک عده انسانهای هستند که یا ناشنوا هستند یا مشکلات دیگری دارد یا اینکه از کودکان که راحت به دام انسانهای فرصت طلب می افتند استفاده می کنند آیا واقعا این همه سوء استفاده ومجبور کردن به خودکشی جرم نیست که کرزی فقط نیروهای امریکا را بخاطر حملات بر موازین طالبان مورد انتقاد قرار میدهد. از طرف دیگر اکثر حملات نیروهای امریکا به مناطق جنوب ومرز پاکستان صورت میگیرد یعنی مناطقی که طالبان در آنجا حضور دارد سوال که در این جا از کرزی منتقد امریکا مطرح می شود اینست که حملات یا بمبارنهای امریکا در مناطق مثل بامیان مزار پنجشیر بدخشان دایکندی صورت نمی گیرد اگر همانطوری که شما امریکا را به مردم بی گناه کشتن مورد انتقاد قرار دادید و آنها هم بدنبال کشتار مردم بی گناه می بودند چرا این مناطق که در بالا ذکر شد ٬مورد حمله امریکا قرار نمی گیرد؟
بنا بر این می توان نتیجه گرفت که ادعای کرزی مبنی بر اینکه امریکا چرا به مردمان بی دفاع حمله می کند کاملا بی اساس بوده بلکه کرزی میخواهد از حملات امریکا در برابر موازین طالبان که اکثرا در عمق مناطق مردم پایه گذاری شده یک استفاده سیاسی کند وخودرا از گناهانی که غرب به آن اشاره کرده است تبرئه کند کرزی در موضع تازه اش امریکا را تهدید کرده است که اگر به عقاید وخواسته وی توجه نکنند ممکن است بدنبال یار تازه ای باشد که در این راستا هم کرزی در اواخر فعالیتهای را انجام داده است ازجمله تغییر موضوع محسوس ایران نسبت به گفته های اخیر کرزی در مقابل غرب که آقای خلیلی معاون دوم کرزی در ایران حامل پیام تغییر سیاست کرزی به ایران بوده است می توان نتیجه گرفت که کرزی اینبار شانس خودرا در منطقه جستجو می کند شاید بتواند بطور موقت کشورهای مثل ایران وروسیه را که سخت به دنبال تضعیف اهداف امریکا در منتطقه هستند در کنار خود داشته البته در اواخر شنیده می شود که کرزی با احزاب سیاسی که در جنگهای افغانستان از زمان شوروی تا هنوز فعالیپت داشته ودر اوائل دولت کرزی همین احزاب به جنایت کاران جنگی هم محکوم بوده وکرزی خودرا موظف می دانست که تمام جنایتکاران جنگی را به پای میز محاکمه بینشاند ولی امروز آنها را محاکمه نکرده که بماند ولی دوباره دست دوستی به طرف همانها دراز کرده از طرف اکثر احزاب سیاسی که کرزی با آنها طرح دوستی دارد آنها از حمایت کشورهای مثل ایران پاکستان برخوردار هستند.
در پی این همه تغییر رویکرد کرزی می توان نتیجه گرفت که کرزی میخواهد با خودخواهی وحماقت های خویش افغانستان را دوباره جولانگاه غرب و شرق درست کرده که این کار نه تنها به نفع افغانستان می باشد بلکه افغانستان را به چالش جدی روبرو می کند.
اوباما با جهره سیه جرده خویش از افریقا آمد رئیس جمهور شد ولی در کشور های که دم از حقوق بشر انسانیت آزادی دین وغیره میزند کسانی که در این گونه کشورها به دنیا آمده .۲۰ الی ۲۵ سال عمری خویش درآنجا سپری کرده هنوز یک مهاجر است مهاجر که نه حق کار دارد نه حق تحصیل. ودر دور اطراف همین کشورها یعنی کشورهای مشابه اقلیت های هستند که از زمان به وجود آمدن آن کشور ها ویا هم قبل از آن در آنجا ساکن بوده ولی هنوز به عنوان یک اقلیت مورد تهدید وتحریم قرار میگیرد .
اوباما بعد از کذشت یک انتخابات سنگین و فشرده توانست بر حریفان سرسخت ونامدار خویش افراد چون مکین نماینده حزب جمهوری خواهان وهیلاری کلینتون هم حزبی خودش فایق آمده به عنوان 44 امین رئیس جمهور امریکا انتخاب شود. مهمترین شاخصه های این انتخابات شعار بود که اوباما آنرا به عنوان شعار تبلیغاتی خویش انتخاب کرده بود chang (تغییر) شاخصه دیگری این انتخابات سیاه پوست بودن اوباما بود . اوباما یک فرد کینایی الاصل از نژاد سیاه است این اولین رئیس جمهور نژاد سیاه پوستان است. سیا پوستان که سالهای نه چندان دور با مشکلات بزرگ مثل نژاد گرایی با فشارهای زیاد از طرف سفید پوستان مجبور بودند در امریکا زندگی کنند ولی امروز اوباما جدای از سیاه بودن وخارجی بودن توانست به ریاست جمهوری بزرگترین کشور جهان برسد.
امریکا با توجه به موقعیت جغرافیایی وتوان علمی سیاسی اقتصادی که دارد بدون شک بزرگترین وتاثر گذار ترین کشور جهان است .ازینرو با توجه به بحرانهای مالی اخیر در امریکا که سایه ای سنگین روی اقتصاد دیگر کشورها هم گذاشته بود بدون شک انتخابات ریاست جمهوری این کشور هم تاثر به سزایی روی دیگر کشور ها دارد.
مهمترین عوامل که در انتخاب اوباما تاثر گذار بود وموقعیت ایشان را بیشتر ازهمه محکم تر کرده ودر نهایت استقبال بی سابقه مردم در زمان تحلیف قدرت از ایشان بود. بحرانهای اخیر اقتصادی امریکا جنگهای طولانی وخسته کننده خاورمیانه تشدید تروریسم در عراق افغانستان وسیاستهای تهدید وتحریم امریکا در مقابل ایران واز طرف دیگر دخالت ایران در کشورهای تحت حمایت امریکا بخاطر خدشه دار کردن اهداف امریکا همه وهمه دست به دست هم داده تا این انتخابات برگزار شود وبیشتر از هر زمانی مورد استقبال مردم امریکا و دیگر نقاط جهان قرار بگیرد.
از آنجایی که اوباما شعار تبلیغاتی خویش را chang )تغیر گذاشته بود بنابراین هرکشوری با توجه به اهداف وسیاستهای خویش از این شعار تبلیغاتی انتظارهایی دارند .با توجه به اینکه امریکا ودولت بوش بزرگترین تغییرات سیاسی وتاریخی را در افغانستان به نمایش گذاشتند وموجب نابودی گروهک تروریستی طالبان وبرگزاری انتخابات آزاد مردمی شده وبعدا سیاستهای بوش در افغانستان دچار تغییرات مشروط گردیده که این عوامل باعث به قدرت رسیدن مجدد طالبان وتداوم جنگها ونا امنی داخلی گردید بنا بر این مردم افغانستان توقع دارد که امریکا بدون کدام پیش شرط به تعهدات اول خود عمل کند . مسلما خواسته های کشورهای مثل عرب وغیره هم این است .ولی در باره ایران باید عرض کنم خواسته های مردم ایران با دولت ایران متفاوت است یعنی دولت ایران میخواهد که امریکا ایران را به عنوان یک قدرت در منطقه قبول کند در صورتی که مردم ایران بدنبال برقرار کردن روابط میان امریکا وایران است بدون اینکه توجه ای به نوع وچگونگی روابط داشته باشد .
دیروز زمان تحلیف یا سوگند اوباما بود. مهم بودن این تحلیف یا سوگند یاد کردن اوباما را می توانست از پنجره های صدها تلویزیون وحضور هزاران خبرنگار از سر تاسر جهان وحضور میلیونی مردم امریکا می توانست درک کرد که چقدر این انتخابات مهم بوده است البته از آنجایی که رئیس جمهوری قبلی امریکا بوش یکسری سیاستها و برنامه های نیمه تمام شده را در کشورهای مثل عراق افغانستان ایران ودیگر کشورهای خاورمیانه به اجرا گذاشته بود ودر اکثر این برنامه ها به موفقیت کامل نرسیده بود لذا از این لحاظ هم این انتخابات مهم مهمتر به نظر میرسید کشورهای که کم بیش درگیر سیاستهای بوش شده بود تمایل شدید به این انتخابات داشته تا ببیند که رئیس جمهوری بعدی امریکا چه کسی بوده وسیاست ان در قبال دیگر کشور و بخصوص در قبال برنامه های نا تمام بوش چه می باشد.
مراسم تحلیف قدرت دیروز مستیقما از طریق تلویزیونها به سراسر جهان پخش شده ونظرات مردم امریکا وکسان دیگری که به نوعی در زمان تحلیف با تلویزیونها بخصوص شبکه های فارسی زبان در ارتباط بودند به نوعی منعکس شدند. دیروز اگر شما هم این مراسم باشکوه وتاریخی را دنبال می کردید مسلما اهمیت آنرا درک کرده در کنار آن متوجه علاقه شدید مردم امریکا که بدون در نظر گرفتن رنک نژاد وملیت حضور یافته بود احساس می کردید . به قول ناظران وخبر نگاران این مراسم وحضور میلیونی مردم امریکا به نوعی خودش بی سابقه وکم نظیر بودند .
نظرات هزاران مردم که از سراسر دنیا به خصوص کشورهای هم چون عراق افغانستان ایران وکشورهای خاورمیانه از طریق تلویزیونها منعکس شد و حضور میلیونی مردم امریکا می توان نتیجه گرفت که اوباما به یک مرد رویایی وآرزوها تبدیل شده است. لذا امید بر این است که اوباما بتواند به این همه امیدواری و آرزوهای مردم امریکا ودیگر نقاط جهان را به یاس نا امیدی تبدیل نکرده وبه گفته ها وشعار های خویش عمل کند آنچه که به نظر من خیلی مهم است البته نظرات هم وطنان خودرا که از طریق رسانه های مختلف تماشا کردم به جرات می توان ادعا کرد کشور ما افغانستان با توجه به سیاستهای نا تمام و در خیلی موارد نا کارمد بوش را تجربه کرده است لذا مردم ما بیشتر از همه منتظر به اجرا در آمدن گفته های اوباما در افغانستان است که ایشان چقدر می تواند به آنها جامه ی عمل بپوشاند و بتواند چالشها و سیاستهای مشروط امریکا را تغییر داده تا ما هم متوجه تغییرات اساسی امریکا باشیم.
نکات مهمتری که در این انتخابات وبه قدرت رسیدن اوباما دیده شد این بود که بعد از موفقیت اوباما در انتخابات ایشان برای اولین بار وبعد از گذشت 30 سال انقلاب ایران پیام تبریک از رئیس جمهور تندروی ایران آقای احمدی نژاد دریافت کرده بود. البته با توجه به شعار انتخاباتی اوباما مقامات ایران هم بدنبال این بود که سیاستهای امریکا در قبال ایران تا چه اندازه تغییر میکند البته به نفع ایران. ولی بعد ازین که اوباما توجه چندانی به پیام تبریک احمدی نژاد نکرد . دیروز مراسم تحلیف وبه قدرت رسیدن اوباما خیلی کم اهمیت در رسانه های داخلی ایران منعکس شده البته در این روزها رسانه های ایرانی آنچنان سرگرم جنگ اسرائیل وحماس در غزه است که کمتر وقت به پرداختن چنین موضوعات مهم وتاریخی دیگر نقاط جهان دارد. بعد از پخش خبر مراسم سوکند اوباما در حد یک حرف خیلی معمولی ایرانی ها به دنبال کمرنگ جلوه دادن این مراسم وانتخابات شدند آنها در برنامه میز گیرد یا گفتگوی ویژه خبری کارشناسان را در این باره دعوت کردند و بدنبال این بودند که به مردم چنین القا کنند که رئیس جمهور جدید امریکا هیج فرقی با دیگر روسای جمهور گذشته امریکا ندارد جدای از اینکه هزاران نفر از ایران با ارتباط مستقیم وغیره تماشاگر این مراسم بودند ونظرات خویش را در رسانه های مختلف دادند.


