تبليغاتX
انجمن دانشگاهیان و فرهنگیان بصیرت - پذیرایی با لنگه کفش
پذیرایی با لنگه کفش یکشنبه یکم دی 1387 6:51

اول جنگ در مقابل گروهک تروریستی طالبان واز بین بردن آنها دوم نابودی ظالم ترین دیکتاتور جهان صدام از عراق

رئیس جمهور بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری اش ودر آخرین حضور فیزیکی اش در عراق با لنگه کفش پذیرایی شد.


 

این اخبار در رسانه ها بازتابی خاصی داشت ولی در رسانه های ایران بازتاب اش خیلی ویژه بود .خبر نگاران وگزارش گران در خیابان ها با مردم مصاحبه میگردند هر کدام لنگ کفش با خودش داشته آنرا به دست مردم داده تا به طرف بوش پرتاب کند .هرچند که همان عراقیهای که امروز به طرف بوش کفش پرتاب کردند دیروز همانها بودند که به طرف ایرنیها هزاران ویا هم میلیاردها انوع گلوله بم آنهم از نوع شیمیایی اش به طرف ایرانیها پرتاب کردند.که هنوز آثار همان شیمیایی در همه جای ایران دیده می شوند.البته در آنروزها عراقی واسطه ای بودند، تا بتواند بمها وگلوله های امریکای یا دیگر خارجیهارا به طرف ایرنی شلیگ کنند، ولی امروز عکس آن شده این دستهای ایرانی است که در عراق کار کرده تا بتواند توسط خبر نگاری کفشی به طرف بوش پرتاب کنند. ئلی در آنطرف قضیه این جهالت یا شجاعت که عراقی ها از این عملکرد به عنوان یک مجاهدت یا شجاعت یاد کرده است .شاید هرکه در قضاوتش به نوعی آنرا تعریف کنند ولی من از این عمل به عنوان شجاعت نمی توانم قبول کنم به نظرم جهالت یا به قول خود آقای بوش معروف شدند بیش نبود،دلیلش هم این است که اگر شجاعت بود چرا در زمان حکومت 30ساله ای صدام دیکتاتور که حتی به کودکان زنان عراقی هم رحم نکرده آن زمان این شجاعت اعراب زاده های عراقی کجا بودند.

 ای کاش می شد از این آقای خبر نگار سوال کرد که در آن زمانهایی که صدام عراقی ها را مثل حیوانات سر می برید وسیلابهای با خون انسانها ایجاد می کرد. و عراق را به یک کشتارگا ه از زنان مردان اطفال عراقی درست کرده بود ، ایشان کجا بودند که لنگ کفشی طرف صدام پرتاب می کرد .هرچند که جواب سوال کاملا مشخص است ایشان مثل خیلی از عراقیهای دیگر در گوشه ای از جهان با هزار ترس و وحشت مشغول گذر روزهای عمرش بودند.

بوش در طول دوران ریاست جمهوری اش دو تغییرات اساسی را در سیاستهای جهانی درجهان رقم زد اول جنگ در مقابل گروهک تروریستی طالبان واز بین بردن آنها دوم نابودی ظالم ترین دیکتاتور جهان صدام از عراق. صدام حسین در طول حدودا سه دهه از حکومت در عراق ظالمانه ترین دولت را در جهان به نمایش گذاشت . از کشتار انسانهای بی گناه زنان کودکان گرفته حتی به افراد از خانواده اش هم رحم نکرده آنها را هم از بین برد . صدام در طول سه دهه در عراق حکومت نکرده بلکه یک کشتارگاه آدم را سر پرستی کرد ،حکومت صدام اقلیت در مقابل اکثریت بود، همانطور که صدام خودش از مذهب اهل تسنن و مربوط به حزب بعث بود تمام تلاشش این بود که این اقلیت را به اکثریت تحمیل کند که همانطور هم شد . کجا بود آن عراقی هایی که عمل زشت خبر نگار عراقی را یک عملکرد خوب توصیف کرده ایشان را لقب مجاهد داده و خواستار آزادی این فرد شدند .کجا بودند که یک اکثریت از زیر چماقهای صدام نجات می دادند. در این مدت نه تنها ظلم صدام در عراق متمرکز بود بلکه دامنگیر ایران و کویت هم شد .جنگ 8 ساله عراق در مقابل ایران واستفاده از صلاحهای کشتار جمعی در مقابل ملت ایران حمله مسلحانه به خاک کویت واز بین بردن چاهای نفتی آن کشور.

با این حساب می توان به جرات گفت که عراقیها بی معرفت ترین و نا سپاس ترین مردم است که تنها نجات دهنده خویش را با کفش بدرقه می کند هرچند که بوش در سیاستهای خویش نسبت به عراق دچار اشتباهات شد ولی این را باید درنظر گرفت که بوش عراق را از زیر چماقهای ابر دیکتاتور جهان نجات داده و زندگی وامید دوباره به ملت عراق هدیه کرد . نه تنها بوش این خدمت را به عراق کرد بلکه کشورهای همسایه را هم از وحشت صدام نجات داد .وجود دیکتاتور مثل صدام وطالبان در منطقه خود بزرگترین تهدید علیه امنیت منطقه به حساب می آمد. این عمل زشت ونا پسند خبر نگار عراقی هرچند که از بیرون عراق هدایت می شد در نوع خودش نا شایسته ترین حرکت در مقابل یک رئیس جمهور بود هرچند که ممکن است آن رئیس جمهور نسبت به آن کشور کوتاهی کرده باشد. مسلما تشدید بحرانهای سالهای اخیر در افغانستان و عراق بدون تاثیر از کشورهای همسایه نمی باشد.

از آنجایی که در سالهای گذشته خبر حمله امریکا به ایران وتشدید تحریم ها از طرف امریکا به ایران اخبار داغ رسانه ها بود در آن زمان بارها رهبر ایران آقای خامنه ای در جلسات متعدد اعلان کردند که اگر امریکا به ایران حمله یا هرگونه اقدام نظامی انجام دهد منافع امریکا در هرجای از جهان که دسترس باشد به خطر خواهد افتاد . مسلما منظور از دسترس بودن همین عراق و اقفانستان است که ایرانیها می تواند در آنجا نفوذ کرده منافع امریکا را لطمه بزنند. این عمل خبر نگار عراقی هم می تواند جزئی از همان اقدامات ودستهای خارجی باشد که بعد از انجام این عمل خوب دست زدند وساعتها این عملکرد زشت را در رسانه های داخلی خویش با عناوین مختلف به تصویر کشاندند.

ایران در همان روزهای اول حضور امریکا در عراق افغانستان از این حضور به عنوان یک اشغالگری امریکارا اشغالگر نامیده هیج وقت حاظر نشد این را بپذیرد که امریکا جدای از اینکه با اشغال عراق افغانستان به مرزهای ایران نزدیک و نزدیکتر شده است در عوض دو تا تهدید بزرگ را که هرکدام به نوبه ی خویش یک تهدید برای امنیت و پیشرفت این کشور محسوب میشد ازبین برده است .هرچند که ایران ادعا می کند صدام وطالبان هردو دست پرورده امریکا در منطقه است . ونابود کردن آنها هم توطئه بیش نیست ولی این را باید در نظر گرفت که بوش خود در به وجود آوردن صدام و طالبان دخالت نداشته بلکه سیاستهای بزرگان و نیاکان خویش را زیر پا گذاشته این دوغول وحشی رااز بین بردند.

بعد از نابود شدن صدام در عراق طالبان در افغانستان بزرگترین استفاده را ایرانیها بردند، بخاطر اینکه در زمان حضور این دو غول در افغانستان و عراق ایران نمی توانست از بازارهای این دوکشور استفاده کند در حقیقت ایران هیچگونه روابط دیپلماسی با این دوکشور نداشتند بعد از فروپاشی آنها این ایران بود که توانست از فرصت حضور در عراق و افغانستان استفاده کرده بازارهای این دو کشور را از آن خود کنند، هرچند که در رقابت با خارجی ها توان رقابت را نداشته به تدریج از حضور در آنجا کناره گیری کند.

این مطلب بتاریخ چهار شنبه 17 دسامبر 2008در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است.

کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

نوشته شده توسط عبدالحمید اعتمادی  | لینک ثابت |