آقای خلیلی درمسافرت که به ایران داشت نه تنها راههای ادامه تحصیل را برای مهاجرین فراهم کرد بلکه سند بی مدرک شدن و اخراج اجباری افغانها را از ایران امضاء کرد.
کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور کرزی در راس هیئت بلند پایه وارد ایران شد ولی هر چند که ایران را برای تداوم همکاری در زمینه بازسازی افغانستان ترغیب کردند متاسفانه در باره مهاجرین اشتباه بزرگ را مرتکب شدند.
قبل از آمدن آقای خلیلی مهاجرین که منتظر آمدن ایشان به ایران بودند خوشحال بودند تا ایشان بتواند در باره ادامه تحصیل افغانها درایران کاری را انجام بدهد که همین طور هم شد ایران با موافقت برای ادامه تحصیل افغانها در مقاطع دانشگاهی توانستند سند را به امضاء آقای خلیلی برساند که محتوای این سند از این قرار است.
ایران در اواخر سال 1386 با برگزاری طرح آمایش 3 که هدف آن سر سامان دادن اشتغال مهاجرین اعلام شده بود از هر نفر بالای 18 سال و زیر 60 سال به مبلغ 70000 هزار تومان برای صدور مجوز کارت در کنار مصارف صدور کارت شناسایی اخذ کرده بود . که به این افراد که این مبلغ مورد نظر را پرداخت کرده باشد می تواند مشغول کار شود البته با توجه به شغل فردی ایشان ،ولی بعد از مدتی جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که صدور کارت کار برای افغانها انجام نمی شود دلیل آنرا هم اینطور گفتن که طبق موافقت ایران وسفارت افغانستان در تهران قرار بود که به افغانهایی که در ایران درای کارت شناسایی معتبر هستند سفارت در عوض کارت پاسپورت افغانی صادر کرده وبعد از آن کارت کار از طرف دولت ایران برای کارگران افغانی صادر شود.سفارت افغانستان در تهران با توجه به اینکه اتباع که دارای پاسپورت باشد دیگر مهاجر حساب نمی شود واز طرف دیگر از حمایت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان خارج می شود و در این باره سازمان ملل هم گفته بود که افغانهای که دارای کارت شناسای هستند زیر نظر این سازمان می باشد واگر برای آنها پاسپورت صادر شود دیگر مهاجر محسوب نمی شود.بنا به همین دلیل ومخالفت سازمان ملل سفارت از صدور پاسپورت خودداری کرده ودولت ایران هم از صدور کارت کار خود داری کردند.
عواقب که بعد از صدور پاسپورت برای افغانها اتفاق می افتد ازاین قرار است:
کنترل مهاجرین مستیقیما به دولت ایران ارتباط دارد وسازمان ملل در امور پناهندگان هیج نقشی نداشته وهرگونه خدماتی درمانی وغیره که از این سازمان به مهاجرین ارائه می شد دیگر وجود ندارد ودولت ایران هم تا هر زمانیکه بخواهد پاسپورت افغانها را تمدید کرده وهر زمانیکه نخواهد تمدید نمی کند. ازین رو مهاجرین به مشکل جدی روبرو خواهد شد و از طرف دیگر با توجه به قانون جمهوری اسلامی ایران برای کسانی که درای پاسپورت هستند واگر تمدید نشود برای هر روز که از زمان پاسپورت بگذرد مبلغ 30 هزار تومان جریمه در نظر گرفته می شود .واز طرفی با توجه به تعداد زیاد مراجعه کننده برای تمدید زمان پاسپورت مسلما هیج وقت پاسپورت ها به زمان اصلی تمدید نشده لذا افغانها اجبارا برای هر روز گذشت از زمان پاس شان باید مبلغ جریمه در نظر گرفته شده را پرداخت کند.
دوم اینکه همانطور در بالا گفته شد دولت ایران بخواهد پاسپورت افغانهارا تمدید می کند اگر تمدید نکند افغانها اجبارا باید ایران ترک کند در غیر آن بی مدرک محسوب شده برخورد ایرانی ها با بی مدرکها را که همیشه دیدید دیگر نیاز به تحلیل ندارد .
هدف ایران از این کار بیشتر به تدریج بی مدرک کردن افغانها و دوم اینکه بتواند مهاجرین را از حمایت سازمان ملل در آورده خود ایران تصمیم گیرنده اول و آخر باشد سازمان ملل هیچ نقشی در امورات پناهندگان نداشته باشد .با توجه به اینکه در خیلی از موارد که ایران با مهاجرین برخوردهای جدی وناشایست داشتند سازمان ملل با توجه به مسئولیت که در قبال مهاجرین داشتند مانع برخوردهای دولت مردان ایرانی در قبال تصمیمهای آنها شدند بنا به همین دلایل ایران تلاش دارد که افغانها را از حمایت آنها خارج کرده در حقیقت کاری کند که دیگر افغانها مهاجر حساب نشده هیج نهاد بین المللی مانع تصمیمهای ایران نباشد .
در مورد بی مدرک کردن افغانها بار ها دیده شده که ایران تلاش می کند به نوعی کارت افغانها را باطل کند ازجمله کسانی که وارد دانشگاهها می شود اجبارا باید پاسپورت بگیرند وتمام مدارک شناسای خویش در عوض پاسپورت تحویل اداره اتباع بدهند. پاسپورت دانشجویان تا زمانیکه ایشان مشغول به تحصیل هستند تمدید می شود بعد از آن تمدید نشده و فرد فارغ التحصیل عملا بی مدرک می شود. البته این قانون در سال جاری شامل تحولات قابل توجه گردیده است آن ازین قرار است که کسانی که در کنکور سال قبل در ایران شرکت کرده موفق شدند که وارد دانشگاه شود وزارت کشور ایران برای قبول شدگان افغانی گفتن شما باید همراه با تمام اعضاء خانواده خویش به افغانستان بروید خانواده شما آنجا زندگی کند شما با اخذ پاسپورت تحصیلی به تنهای وارد ایران شده ادامه تحصیل بدهید.
آقای خلیلی در زمان حضورش در ایران از طریق رسانه ای داخلی از افغانها خواستند که به کشورشان برگردند ایشان در لابلای گفتگویش با تلویزیون ایران گفتند که ما در افغانستان روی خاک زندگی میکنیم مهاجرین هم باید برگردند .جناب آقای خلیلی شما تا هنوز نتوانستید برای افغانهایی که در داخل زندگی میکند اشتغال وامنیت ایجاد کنید و با وجود فقر وبیکاری حاکم در کشور که روزها صدها نفر چه بصورت قانونی وقاچاق از کشور خارج می شود به امید اینکه بتواند در گوشه ای از دنیا زندگی خویش را سپری کند، چطور تقاضای برگشت دارید مسلما اگر امنیت و اشتغال در کشور باشد هیچ کسی از کشورش فراری نمی شود خود تان در قصرهای رنگین با تمام امکانات رفاهی زندگی می کنید بدون اینکه از ملت خبری داشته باشید که بخاطر گذران زندگی اش به چه جیزهایی دست به گریبان است از مهاجرت به کشورهای خارج وبه جان خریدن راهای طولانی زمینی دریای که هرکدام آنها یک درصد هم اطمینان زنده ماندن ندارد گرفته تا روآوردن به قاجاق وکشت مواد مخدر.
در روزهای اول بعد از سقوط گروهک طالبان خوب بیاد دارم ملت فقط از شما امنیت میخواست نه تقاضای اشتغال داشتند نه خدماتی رفاهی درمانی دیگری ولی متاسفانه دولت تاهنوز همان خواسته اول ملت را نتوانست برآورد کند. حملات انتحاری زندگی انسانها را به خطر جدی انداخته است، از طرف دیگر با توجه به نبود یک سیستم قضای خوب و متعهد در کشور که ضامن حق وحقوق ملت باشد این فرصت را برای افراد فرصت طلب ایجاد کرده است تا بتواند به نوعی زندگی افراد را در جامعه به مخاطره بیاندازد.
با توجه به فقر و بی کاری شدید چطور یک مقام ارشد دولتی حاضر می شود سندی را امضاء کند که منجر به بدبختی یک ونیم میلیون انسان می شود .واقعا فقط جای تاسفش باقی است .
بارها دیده شده که دولت برای یک پست مدیریتی خیلی پایین کشور شرایطی از قبیل تحصیلات مرتبط وچندین سال سابقه کار را در نظر میگیرد ولی متاسفانه در پستهای اصلی مدیریتی که واقعا نیاز به تجربه و تخصص بالا دارد قوانین را در نظر نگرفته متعاقب آن اشتباهات جبران ناپذیر متوجه ملت میگردد .
من در همین جا از کمسیاری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان کوچکانه تقاضا درام که از موقعیت خویش نیسبت به مهاجرین استفاده کرده نگذارد هر دولتی با علایق شخصی خویش نیسبت به مهاجرین تصمیم گیری کند .
این مطلب بتاریخ دوشنبه۲۹ دسامبر 2008در سایت کابل پرس منتشیر گردیده است.


